شانی @ღ♥ shani ♥ღ برای اولین بار سوار هلکوپتر میشه با رها @خاتـــــღـــــــون ツ و رضی @رضـــی بعد از رها میپرسه تو گرمته ؟ رها میگه نه ، به رضی میگه رضی هه میگه نه گرمم نیست بعد شانی به خلبان میگه آقا اینجا کسی گرمش نیست اون پنکه سقفی را خاموش کن
داره آموزش رقص عربی میده توی تی وی. از اتاق اومدم بیرون . دیدم داداشم یه شاله عربی بسته به کمرش داره قر میده! میگم: خاک برسر چیکار میکنی؟! میگه: میخوام روی دختر خاله مونو تو مهمونیها کم کنم!! داداش سرحاله رو كم كنه داریم؟
رها و شانی تو یه مهمونی همدیگه را میبینن ،رها @خاتـــــღـــــــون ツ به شانی @ღ♥ shani ♥ღ میگه به نظرت من چند سالمه ؟ شانی میگه گفتنش که یکم مشکله ولی یه کم که دقیق میشم می بینم اصلا بهت نمیاد
شانی @ღ♥ shani ♥ღ به راننده تاکسی میگه چقدر میگیری تا راه آهن؟ میگه 5000 تومن، بعد شانی میگه برای چمدانام چقدر میگیری؟ راننده میگه: هیچی ، شانی میگه : پس چمدونام را ببرین من خودم میام
رضوان @رضـــی و شانی @ღ♥ shani ♥ღ دو دوست صمیمی بودن ، یه روز با هم میرن پارک برای تفریح بعد رضی به شانی میگه : شانی به نظرت اگه این درخت کاج زبون داشت به ما چی میگفت؟ شانی میگه: هیچی میگفت بی سواد من درخت توتم نه کاج
ا حواسم نبود باید از رها هم استفاده میکردم میگم خیلی استقبال نشد اگه اسمشو گفته بودم لایکا دو برابر میشدن و خنده ها 10 برابر خب اون که سوال کرده رها بوده