ღ♥ shani ♥ღ
تقصیر برگ ها نیست ادم ها همینند .... نفس میدهی له ات میکنند ...
ღ♥ shani ♥ღ
وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها میکند پرهایش سفید میماند، ولی قلبش سیاه میشود....
ღ♥ shani ♥ღ
هیچ چیزی را نمی توان به کسی یاد داد، ولی می توان به او کمک کرد تا پاسخ ها را از درون خود بیابد....
ღ♥ shani ♥ღ
توسط موبایل
چه حکایت جالبی که زندگی با زن شروع میشه و مردن با مرد..........روز زن مبارک
ღ♥ shani ♥ღ
ریتم به این شل و ولی موضوع به این خل وچلی تیک تاک
ღ♥ shani ♥ღ
توسط موبایل
به جنگل سوخته ی خاطراتم سوگند، درخت یادت را باغبان خواهم بود تا ابد ...
ღ♥ shani ♥ღ
توسط موبایل
من امشب از فراق یار گریانم،بسان عاشقان زار گریانم،رفیق نیمه ره شد،یار دیرینم،دلم افسرده است و زار گریانم..
ღ♥ shani ♥ღ
توسط موبایل
کاش می شد از تو دلم حرفامو بیرون بریزم یه شبم اشکامو من تو دامن اون بریزم دل من به این خوشه که یاری مثل اون داره سر حرفش میمونه این دیوونه تا جون داره
ღ♥ shani ♥ღ
توسط موبایل
نخستين متهم تاريخ كسی است كه نداند قلب چه كسی برايش می تپد...
ღ♥ shani ♥ღ
کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد. پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود. مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاک های روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد، سعی می کرد روی خاک ها بایستد. روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد … نتیجه اخلاقی : مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود!
ღ♥ shani ♥ღ
توسط موبایل
گاهى دل اين قدرتنگ ميشه كه گريه هم كم مياره،يه حرف خيلی ساده هم گاهی چقدر غم مياره،خنده تلخ آدما هميشه ازدلخوشی نيست،گاهی شكستن دلی،كمتر از آدمكشی نيست...