دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

طلوع
زن
امتیاز: 471.55

دنبال‌شدگان

(142 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(135 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

طلوع
طلوع

میگویند یک تبسم دشمنی را دوست میکند , حالا تو به من بگو, چگونه میتوانستم آنهمه مهربانی را ببینم و باز هم دوستت نداشته باشم؟

طلوع
طلوع

دل به حال هیچكس نسوزانید كه در جوابش آنها هم دلتان را میسوزانند

طلوع
طلوع

برا آدمهایی که ارزش ِ معشوق بودن را ندارند ، با دنیایی نجنگید ، تا تبدیل به یک مجسمه بلاهت نشوید

طلوع
طلوع

همه چی خوب و عالی پیش میره ، وقتی هرچه دیده بیند ، دل کند یاد اما وای به روزی که هرچه دل بیند ، دیده نتواند کند یاد

طلوع
طلوع

هی ، وقتی که میدونم" تو "حواست به من نیست ، دیگه چه اهمیتی داره کی حواسش به من هست؟

طلوع
طلوع

جکایت تلخیست وقتی او باشد و تو ، آنوقت اگر باهم باشید یا نباشید فرقی نمیکند ، هردو نابودتان میکند

طلوع
طلوع

بچه كه بودم از تنها كسی كه میترسیدم، خدا بود، حالا كه بزرگ شدم از تنها كسی كه نمیترسم خداست.

طلوع
طلوع

خدای ما همانست که : لبی را که رویش " " نشسته باشد، بیشتر از لبی که عبادتش میکند، دوست میدارد !

طلوع
طلوع

دنیای واقعی مانند دنیای مجازی نیست كه وقتی برایشان لایك میزنی برایت لایك بزنند، به قولی توی دنیای واقعی لایك،لایك نمی‌آورد، پس خوب حواست را جمع كن كه گوشه‌ی قلبت برای چه كسی تیك ِ لایك را میزنی !

طلوع
طلوع

چوپان قصه ما دروغگو نبود! او از تنهایی داد می زد ... گرگ آمد اما افسوس... کسی تنهاییش را باور نکرد همه در پی گرگ بودند تنها کسی که فهمید چوپان تنهاست، گرگ بود . . .

طلوع
طلوع

لحظه‌‌اي چند بر اين لوح کبود نقطه‌اي بود و سپس هيچ نبود...

طلوع
طلوع

ما دردمندان صبوری هستیم دردمان آتش، صبرمان خاکستر . باد توفنده ی تاریخی می داند که کدامین شب درد ، خاکستر را پس خواهد زد و کدامین خرمن را خواهد سوخت ... ما دردمندان صبوری هستیم باش تا کاسه ی نازک تن صبر بشکند زیر فشار ..نادر ابراهیمی

طلوع
Banoo_M_07075209.JPG طلوع

گفته بودم قصه‌ی اینهمه تنهایی‌ات را برای هر گلی از گلهای باغ مگو؛ گلها حدیث ایستاده مردنِ سرو را کمتر باور می کنند.

این ارسال را بازنشر کرده است.
طلوع
طلوع

چرا هیچ‌کس سکوت را به رسمیت نمی‌شناسد؟! همه می‌گویند طفلک، لال بود، بلد نبود، نتوانست ....

طلوع
طلوع

اگه تو سرنوشتو می نویسی.........دیگه هیچ اتفاقی، غم نداره!