شایان
زیــبـــاترین ردیف غـــزلهای من توئی.....
شایان
در کـهــکشان چـشم تو گم می شود دلم....
شایان
حس می کنم حریر حضورت را در لحظه های سخت تنهایی.....
شایان
در شهر تنهایی دلت ، به سوی تنهاترین تنها برو ... تا تنهاترین تنهای دنیا باشی ...
شایان
در این دنیاكه حتی ابر نمی گرید به حال من...همه از من گریزانند تو هم بگذر ز نام من.....
شایان
بعد از این هم آشیانت هر كس است ،باش با او....یاد تو، مارا بس است...
شایان
روزگار اما وفا با ما نداشت ،طاقت خوشبختی ما را نداشت....
شایان
وای از آن شب زنده داری تا سحر، وای از آن عمری كه با او شد به سر...
شایان
تو هم مثل همه میری ،من تنها میذاری...عاشق نبودی میدونم، عشقت هرجا میذاری.....
شایان
ببین که خسته ام از این دوری...نگو عشقم که مجبوری....
شایان
چشم انتظار تو ام....شاید از راه برسی....