شایان
برق نگات دوست دارم...وقتی بهانه میگیری بهانه هات دوست دارم...به تو عادت کردم....به تو وبودنت عادت کردم
شایان
باد که میاد آروم آروم.قاصدکا را میاره..دلم میگه خدا کنه که خبر از توبیاره...چشمام همش تا به سحربیاد تو خواب نداره..خاطره ها جون میگیره، باز تو را یادم میاره...وای که دلم تنگه برات...َAmo
شایان
یه عمره دارم دعا میکنم ولی تا الان به آرزوهام نرسیدم....الان یه دنبا آرزوی نا محال دارم
شایان
آنقدر به آدمهای روی زمین بی اعتماد شده ام که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا بپرم....زمین را از زیر پایم بکشند.....
شایان
نبوده باور من ،غروب آشنايي..
شایان
هرگز دست از تلاش برای راه یافتن به قلب دیگران برندارید ....
شایان
کنارم هستی اما ،دلم میگیره هر لحظه.........
شایان
شکسته گر چه طوفان شاخه هایم را...ولی شادم که درآنسوی فرداها تو را دارم...
شایان
نکن گریه به حال من ..اگرچه یکه وتنهام..
شایان
شکسته گر چه طوفان شاخه هایم را...ولی شادم که در آنسوی فرداها تو را دارم...
شایان
پاهایم راکه درون آب میزنم ماهی ها جمع می شوند..انگارآنها هم میدانند عمری طعمه روزگاربوده ام...تنها
شایان
وقتی خاک کوچه،شوق کودکی میاره..
شایان
وقتی نم نم بارون از روزای رفته میگه....وقتی قطره اشکی از دلی شکسته میگه....
شایان
غروبا چه دلگیره....برو غروب اینقدر دلمو نگیر