shiva
رفتي و آهسته گفتم ؛ بي خطر باشي مسافر ! دوست دارم با دعايم همسفر باشي مسافر ! باز هم آن سوي شيشه بوي ساك و بار و بارون دوست دارم ياد اين چشمان تر باشي مسافر
shiva
چه سخته مال هم باشیم و بیهم . . میبینم میری و میبینی میرم تو وقتی هستی اما دوری از من . . نه میشه زنده باشم نه بمیرم نمیگم دلخور از تقدیرم اما . . تو میدونی چقدر دلگیره این عشق فقط چون دیر باید میرسیدیم .. داره رو دست ما میمیره این عشق
shiva
گاهی دوست دارم بدون پک زدن فقط بنشینم و نگاه کنم که سیگارم چگونه میسوزد شاید آخر فهمیدم چه لذتی میبری از تماشای سوختن من
shiva
تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسك یاهو ، متحرك www.bahar22.com گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود... گاهی دلگیری... شاید از خودت و یا شاید از..
shiva
خداحافظ براي تو چه آسان بود ولي قلب من از اين واژه لرزان بود خاحافظ براي تو رهايي داشت براي من طعم تلخ جدايي داشت خداحافظ طلوع من غروب من خداحافظ تو اي محبوب خوب من سلام تو طلوع پاك شبنم بود غروب ظلمت و تاريكي غم بود سلا م تو شروع آشنايي ها نويد مهرباني ها زمان همزباني ها دريغ از قطره هاي اشك كه سوزانند كه از ديدار تو بر رخ چكيده خزان زندگي آمد دل افسرده بعد از تو بهاري را نديده خداحافظ خداحافظ خداحافظ
shiva
سقوط … تاوان پریدن با بعضی هاست … !