shiva
ب ياد ارزوهايم سكوتي ميكنم به وسعت فرياد...
shiva
از گم شدن همه میترسیم اما زیباترین روز زندگیام روزی بود که با تو در میانه جنگل گم شدیم.
shiva
خاطرات را باید ... سطل سطل از چاه زندگی بیرون کشید خاطرات نه سر دارند ؛ نه ته ! /././ بی هوا می آیند تا خفه ات کنند میرسند گاهی وسط یک فکر گاهی وسط یک خیابان و گاهی حتی وسط یک صحبت ... سردت می کنند ؛ رگ خوابت را بلدند! زمینت میزنند ... خاطرات تمام نمی شوند تمامت می کنند .........
shiva
خدایا این دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمیکند فکری کن اشک ما طعنه میزند به باران رحمتت . .
shiva
خوشبختی پروانه است. اگر او را دنبال کنید از شما می گریزد ولی اگر آرام بنشینید، حتی روی سر شما خواهد نشست!!!
shiva
من عشقت رو ب همه دنيا نميدم...
shiva
داغونم.... من عاشق اون دیالوگیم که پدر ژپتو به پینوکیو میگه...... پینوکیو چوبی بمان.... آدم ها سنگی اند......! دنیایشان قشنگ نیست.......
shiva
حکایت من ... حکایت کسی است که عاشق دریا بود اما قایق نداشت... دلباخته ی سفربود اما همسفر نداشت... حکایت کسی است که ضجر کشید اما ضجه نزد... زخم داشت اما ننالید... گریه کرد اما اشک نریخت... حکایت من حکایت چوپان بی گله و ساربان بی شتر است... حکایتی که پر از فریاد بود...اما سکوت کرد... تا همه صداها را بشنود...
shiva
خدايا انگشتتو از روي دكمه Spase بردار...... . . . . . . . اين همه فاصله بس نيست؟؟؟؟
shiva
عشق ناخالص چشمهایش بی دلیل از من رمید! بی وفا حتی نگفت از من چه دید ؟ فکر می کردم که پاک و ناب بود ! وای بر من او فقط مرداب بود ؟! حرفهایی از حضور عشق داشت ذره ذره پا به احساسم گذاشت ! ساده بودم دل سپردم دست باد ... دیگری آمد... و من رفتم ز یاد وقت رفتن پشت سر را هم ندید ! مثل گنجشکی ز رویایم پرید ؟! رنجها دادم به این جان و تنم بس پریشان گشتم از دل دادنم ... یادم آمد یک نفر یک روز گفت : عشق ناخالص بخواهی مفت مفت...
shiva
آدم ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زنند... و گنجشکها جدی جدی می میرند... آدمها شوخی شوخی زخم می زنند... و قلبها جدی جدی می شکنند... و تو شوخی شوخی لبخند می زنی... و من جدی جدی عاشق میشم.