shima
موقعی که می خواستمت می ترسیدم نگات کنم،موقعی که نگات کردم ترسیدم باهات حرف بزنم. موقعی که باهات حرف زدم ترسیدم نازت کنم،موقعی که نازت کردم ترسیدم عاشقت بشم حالا که عاشقت شدم میترسم از دستت بدم
shima
اگه یه روز آدما رو با رنگ بشناسن دوست دارم رنگت آبی باشه … که مثل آسمون همیشه رو سرم باشی .. می میرم برات
shima
راستی چی شد جه جوری شد اینجوری عاشقت شدم شاید میگن تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم
shima
من که نمیمیرم اگه بخوای تو از اینجا بری چون میدونستم که تو از اول راه مسافری
shima
خیلی حرفای مونده تو دلم بذار نگم ...حالا فهمیدم که تو عاشقمی دیگه هیچ چیزی تو رو ا ز خاطرم نمیبره من به امید تو زنده ام خوبه خوبم عزیزم ...
shima
غریب آشنا دوستت دارم بیا ...منو همرات ببر به شهر قصه ها ....بگیر دست منو تو اون دستات .....