mansour piry khanghah
ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال.....مرغ زیرک چون بدام افتد تحمل بایدش
mansour piry khanghah
مست ازخواب برانگیختمش،دست در زلف کج آویختمش-جام ان بوسه که می سوخت مرا،تا لب آوردمش و ریختمش
mansour piry khanghah
همه شب نالم چون نی که غمی دارم- دل و جان بردی اما نشدی یارم- با ما بودی بی ما رفتی - چو بوی گل به کجا رفتی؟
mansour piry khanghah
مرگ من روزی فرل خواهد رسید-در بهاری روشن از امواج نور -در زمستانی غبار آلود و دور- یا خزانی خالی از فریاد و شور
mansour piry khanghah
عاشق شدن فایده نداره... دیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره ،،دیگه دنبال آهو دویدن فایده نداره
mansour piry khanghah
عشق مثه یه گنجیشک میمونه ... اگه محکم بگیریش میمیره ... اگه شل بگیریش می پره ... پس سعی کن یه طوری بگیریش که آروم تو دستات خوابش ببره
mansour piry khanghah
مست ازخواب برانگیختمش،دست در زلف کج آویختمش-جام ان بوسه که می سوخت مرا،تا لب آوردمش و ریختمش
mansour piry khanghah
منحصر شد همه دار و ندارم به جنون....در چه ره خرج کنم این دارائی را--هر شبم جا به سر کوچه بی سامانی ست....با چنین جا چه خورم غصه بی جامی را
mansour piry khanghah
زباغ روی تو صد سرخ گل چرا ندمد-که آب و رنگ بهارت روانه در رگهاست
mansour piry khanghah
انفجار در پادگان سپاه ۱۵ کشته به جا گذاشت
mansour piry khanghah
قاتع بیک استخوان چو کرکس بودن....به زانکه طفیل خوان ناکس بودن-با نان جوین خویش حقا که به است....کالوده بپالوده هر خس بودن
mansour piry khanghah
برای خواب معصومانه عشق، کمک کن بستری از گل بسازیم برای کوچ شب هنگام وحشت کمک کن با تن غم پل بسازیم