شيرين ( آليس در سرزمين ع...
در تب و تاب رفتنم ..........
محسن
با توجه به گرانی تخم مرغ: از جلو مغازه رد میشدم. یهو جلو شیشه وایسادم و به شانه های تخم مرغ که فروشنده رو هم گذاشته بود نگاه کردم و ناخودآگاه گفتم :شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم، دوست دارم..
تعطیلاتم گند زده شده بهش دارم حرص میخورم
همه برنامه ریزی هام به خاطر خانواده محترم به هم خورد 
13 سال و 12 روز و 5 ساعت و 9 دقيقه قبل
بابا گفتم چی شده!
13 سال و 12 روز و 5 ساعت و 7 دقيقه قبلواقعا که ممنون از همدردیت .........
13 سال و 12 روز و 4 ساعت و 59 دقيقه قبل
13 سال و 12 روز و 4 ساعت و 56 دقيقه قبل
13 سال و 12 روز و 4 ساعت و 46 دقيقه قبل