siavash
خسته شدم مي خواهم در آغوش گرمت آرام گيرم.خسته شدم بس كه از سرما لرزيدم... بس كه اين كوره راه ترس آور زندگي را هراسان پيمودم زخم پاهايم به من ميخندد... خسته شدم بس كه تنها دويدم... اشك گونه هايم را پاك كن و بر پيشانيم بوسه بزن... مي خواهم با تو گريه كنم ... خسته شدم بس كه... تنها گريه كردم... مي خواهم دستهايم را به گردنت بياويزم و شانه هايت را ببوسم...خسته شدم بس كه تنها ايستادم
siavash
امروز دوباره دلمـ شِکستـ . . . از همانـ جاے قبلے . . .! کاش میشد آخر اِسمَتـ نقطه گذاشتـ تا دیگر شُروع نشوے! کاش میشد فریاد بزنَمـ: "پایانـ" دلمـ خیلے گرفتهـ . . . اینجا نمیتوانـ بهـ کسے نزدیکـ شد! آدَمها از دور دوستـ داشتنـے ترند . .
siavash
عشق نمی پرسه تو کی هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله منی . عشق نمی پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توی قلب من زندگی می کنی .عشق نمی پرسه چه کار می کني؟ فقط ميگه: باعث می شی قلب من به ضربان بيفته . عشق نمی پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با منی . عشق نمی پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم
siavash
آخرین حیرت زمانی ست کــــــــــــــــه پی می بری چیزی تو را به حیرت وا نمی دارد...
siavash
تو دور می شـــــــــــــــــــــــــــــوی من در همین دور می مــــــــــانم ! پشــــــــــیمان که شــــــــــــــــدی برنگــــــرد !!!؟؟؟؟ ی یک دل مرده که دیدن ندارد..!!
siavash
صدای کلاغها را می شنوی؟ بر تمام قبر های این شهر بوسه بزن شاید به یاد بیاوری کجا مرا جا گذاشتی... من در تنها ترین قبر این شهر خفته ام صدای کلاغها را می شنوی؟ دارند برایم فاتحه می خوانند.....!!
siavash
پروردگارا تو تکراری ترین ” حضور ” روزگار منی و من عجیب ؛ به آغوش تو از آن سوی فاصله ها خو گرفته ام . . .
siavash
به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم باورم نمي شد . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم
منم باورت دارم
14 سال و 4 ماه و 23 روز و 13 ساعت و 36 دقيقه قبل