siavash raha
انگارتاهمیشه باید درپی چشمای تو ستاره های جاده رو سواکنم وچه طولانیست این شبهای بی ستاره جاده...
siavash raha
مرابنگر چگونه محو چشمان نگین بار توام چگونه ازاتمام روزهاو شبهایم بدور افتاده ام
siavash raha
طلوع بی شمارمعرفت باش به شهری که رسومش بی وفایست سرم سرگرم تصویر تو گشته به آن حدی که اسمش بی نوایست
siavash raha
بد قصه ایست دوراهی؟بیچاره قلوه سنگی که ازدست کودک ی به سوی پرنده رها میشود مانده دل کودک رابشکندیابال پرنده را......
siavash raha
اینجا بجز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست.....
siavash raha
بعضی وقتا ...بعضی وقتا بعضی از ادما بدون د رزدن وارد زندگیت میشن....انقدر خوبن که چشم باز میکنی میبینی یه فصل از زندگیت شدن
siavash raha
فقط یک دوستدارم ساده.این بود تمام خواسته من از تو!!!!اما ان را هم دریغ کردی....
siavash raha
غم دوری ازچشمات منو آخرمیکشه/ به خودم میگم میای بیخودی دل خوشم/ بیخودی فکر میکنم یه روز ازراه میرسی/ دوباره میبینمت توی اوج بی کسی
siavash raha
چرا قلبا از سنگن تو این شهر تاریک /اسیر کابوسم تو یلداترین شب تاریخ
siavash raha
خواستم چشمانت را ازپشت بگیرم دیدم طاقت اسم هایی که میگویی ندارم...
siavash raha
پله هاتمام نمی شود/دلم به پاگرد خوش است
siavash raha
یه سریا اینقد عشق دارن که دلشون پارکینگ عمومی شده ولی من باید بگم یکی بود ولی حالدیگه نیست...
siavash raha
شب رفتن تودیدم تاکه غم نیادسراغت/هیچ زمون روشن نمیشه واسه کسی چراغت/شبرفتن تودیدم خیلی غمای شاعر/روی شیشمون نوشتم میشینم به پات مسافر
siavash raha
سوت وکور یعنی:تنهایی وسکوت درکنار وحشت یک راز نهان