siavash raha
خراباتی باش ولوتی صفت/که گردآوری خرمن معرفت
siavash raha
ماکه ازریشه خرابیم چه خزانی چه بهاری
siavash raha
غصه نخوردنیای ماسنبل بی وفایی هرچی من وتومیکشیم تقصیر آشنایی
siavash raha
خدایاآنچه ازمن در دل داری امشب ببخش
siavash raha
همیشه سخترین سیلیو ازکسی می خوری که بهترین نوازشتگراست
siavash raha
می گویندشیشه هااحساس ندارنداماوقتی برروی شیشه های بخار گرفته نوشتم دوستت دارم آرام گریست
siavash raha
عشق رانمیشود بایه شاخه گل فرستاد ولی میتوان بایه شاخه گل ثابت کرد
siavash raha
الین قلم حرف درد رادر دلم نوشته است دست سرنوشت خون ودرد راباگلم سرشته است،دردرنگ وبوی دل من است
siavash raha
قطارمیرود تومیروی تمام ایستگاه ها میروند ومن خیلی ساده ام که سالهای سال درانتظارتوهستم درکناراین قطارایستاده ام وهمینطوربه نرده های ایستگاه های رفته تکیه دادم...
siavash raha
هرکسی هم نفسم شد دست آخرقفسم شد دست آخرخارراهم شد
siavash raha
حالادیگه توروداشتن خیاله/دل اسیرآرزوهای محاله/غبار پشت شیشه میگه رفتی/ امادلم هنوز باورنداره
siavash raha
توسط موبایل
اگه بازم منو خواستی که ببینی /من همونجام پشت لبخند قدیمی...
siavash raha
عشق آن نیس که یک دل به صدیاردهی عشق آن است که صددل به یک یار دهی
siavash raha
توسط موبایل در
عاشقانه زیستن
عشق یعنی گم شدن درکوی دوست هرچه در دل آرزوست یک تبسم یک نگاه تکیه گاه و جان پناه یک تیمم یک نماز