sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
خدایا...! در وعده هایت این همه غــــم نبود...!
sima
به سرم می زند بزنم زیر همه چیز اما سر که کاره ای نیست این دل است که فرمانروایی می کند…
sima
این شعر ها را باید گذاشت در ِ کوزه و آب شان را خورد ! وقتی هنــــــــــوز عرضه ندارند تو را عاشق کنند !
sima
آرزو هایم مثل دود سیگارم هوایی شده اند مدام بر باد می روند...!!!
sima
شکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشمِ خودت کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد
sima
نباید به پشت سرت نگاه کنـــــــی .. دل بریدن کــــــــــه دیدن نداره ..
sima
این روزها فصل خرید است در این روزهای پاییزی کاش میان آن همه لباس آغوش من را هم پرو میکردی!!! سلام
sima
زخم میزنی و میروی... چه باک... همینم میشود یادگاری... که یادتو را همیشه برایم تازه کند....
sima
منطقی نیست که من با انگشتان تو بنویسم ... با ریه های تو دم بر آورم... منطقی نیست که من با لبان تو بخندم و تو با چشمان من گریه کنی!!
sima
لحظه هايم همه تكرار ِ پريشاني دل ِ من ، بعد ِ تو همسايه ي ِ تاريكي ست " همه ي هستي من آيه ي تاريكي ست" !!!
sima
تيغ روزگار شاهرگ "کلامم" را چنان بريده ، که سکوتم "بند" نمي آيد!
sima
در ایــــن روزهــای پــایـــیـــزی... بـــــایـــد تــــو را بـــوســیـــــد ... و بـــه صــداقــتــــــ و ســـادگــی ایـــن زنــدگـــی بـــاور بـــســـتــــــ....
sima
برو دل دل نکن دیگــــــه نه شکـــــی کن ، نــه تردیدی بـــــــرو دنبال اون عشقـــی که تـــــوی خوابــــــ میدیــــــدی . . . !