sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
الهی ... برای بخشيدن ... به بندگی ام نگاه نکن ... خداييت را بنگر ... !!!
sima
چله زمستان هم که ِبخَندی بهار میشود تو گُل ِ همیشه بهار منی ...
sima
خـاتـون !! بگو که حضرتِ خالق خودش تو را وقتی که آفرید چه مدت نگاه کرد ؟؟!
sima
ما به هم نمی رسیم امّا بهترین غریبه ات می مانم که تو را همیشه دوست خواهد داشت
sima
می افتد ... دنیـــــا از چشمانم وقتی تــــــو، اتفاق نمی افتــــی!
sima
از نگاهت تا دلم رنگین کمان گل می کند! با تو باید مثل باران حرف زد...!
sima
یک صندلی خالی کنار رویاهایم از آن توست چه بنشینی، چه بروی ....
sima
آﻧﻘﺪﺭ ﺧـــﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺣﺎﺿﺮﻡ ﺳـــﺮﻡ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺗﮑﻪ ﺳﻨﮕﯽ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ ﻭﺑﺨﻮﺍﺑﻢ ﺍﻣﺎ . . . ... ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫــــﺎ ﺑﺮ ﺳﺮﻡ ﺁﻭﺍﺭ ﺷﺪ ﺗﮑﯿﻪ ﻧﺪﻫﻢ
sima
آنقدر جذابی که نفس حتی در کنارت حبس می شود!
sima
هنوز زنده ام به تو به یادت به خیالت به نگاهت به آنچه مرا از این تکرارِ زندگی جدا می کند ...
sima
وقتی گریه میکنی زیبا تر میشوی اما لبخند بزن به همان زیبا بدون *تر* قانعم
sima
گاهی هم مرگ خیلی زیباست آنقدر زیبا، که دهانِ ماهیها باز میماند ..
sima
نه صدای تو میآيد ، نه صدای قلبم ؛ ما چه عاشقانه مُردهايم !...
sima
عجب معماری بود این روزگار ! خانه ی رویاهایم را خراب کرد جایش یک قبر ساخت برایم ..