sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
دیـگـ ـر دلـ م بــرای کـسـی تـنـ گ نـمـی شـود حـتــی بــرای تـ ـو ! مُــرده ـهــ ـا ؛ رووی خــ ط دلـتـنـ گــی راه نــمـی رونــد
sima
کــــــاش گفتـــــه بــــودی مــــوج نگـــــاهـت از دریـــای هــــوس بـــرمــیخیــزد تـــــا تـن بـــه تـــــو بسپــــارم نـــه دلـ ـ ـ !
sima
سکوت می کنم ؛ ای روزگار ! و تو هرچه دلت می خواهد بد ببار ... ما به این قصه ی تو عادت کرده ایم ....!
sima
من که زاده تنهاییم... خدا تو را برای او نگه دارد
sima
بیادت هستم و خواهم بود حتی اگر قرار باشد شبی بی چراغ در حسرت یافتنت تمام کوچه ها و خیابان ها را تنهایی قدم بزنم....
sima
از لــبــانــتــــ یــاس مــیچـیـنـم؛ بــوســههــایــتــــــ در دهــانــم طــعــم بـــاران دارد و شــبــنـــم...
sima
شمردن بلد نیستم دوست داشتن بلدم و گاهی شده یکی را دوبار دوست داشته باشم !!!
sima
دیگر طـاقت رویاهایم تمام شد دلم رسیــدن میخواهد....
sima
پنجرهء رو به مهتاب را می بندم تا حواس دلم را پرت کنم از " تو " ؛ چه حرفها که پشت سرت ... می شنوم از ستاره ها ماه من !!!
sima
بسیارند که تو را می خواهند و من نیز ... ... اما نه! که آنان برای تو تنها می میرند و من تنها برای تو زنده ام ...
sima
چـــــه فـــــرقـی میــکند ... تــــو از سرزمـــین مــن بـــاشی یـــا نـــــه وقتــــی زبــــان دلــــم را نـمیفهمـــی ...؟!
sima
این روز ها یه کم تنبل شدم دست خودم نیست نمی تونم از کنار یادت تکون بخورم ...
sima
تو را می توانم از میان تمام مردم دنیا تشخیص دهم، به شرط اینکه چشمانت را نبندی...
sima
نرسیده به بعضی خاطره ها ... باید بنویسند : آهسته بیاد بیاورید ... خطر ِ ریزش ِ اشک ..