سیمرغ
در آغـــوش خودم هستـــم! مـــن خودم را در آغوش گرفتـــه ام…! نه چنـــدان با لطافتــــ نه چنـــدان با محبتــــ… امـــا وفـــادار….وفـــادار….
سیمرغ
الفبا برای سخن گفتن نیست ! برای نوشتن نـــام توس… اعداد پیش از تولـــــــــدت به صف ایستاده اند تا راز زاد تو را بدانند.
سیمرغ
خیلی مواظب باش!!! اگه باشنیدن صداش دلت لرزید… اگه از بدی هاش فرار نکردی و موندی… دیگه تمومه…!!! اون شده همه ی دنیـــــــــــــــــــات
سیمرغ
یه وقت به سرت نزند! که شعرهایم را بتکانی… چرا که رسوا خواهم شــــــــــــد…! و همه خواهند دید!! لحظه لحظه تــــــو را در میان واژه هایم!!!…