دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Sina
مرد - مجرد
امتیاز: 708.4

دنبال‌شدگان

(70 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(121 کاربر)

گروه‌ها

(11 گروه)

بازدید

Sina
Sina

بزرگترین خطایت این بود که ... فکر می کردی من برای همیشه صبورم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Sina
Sina

شب بر همه دنبالری های عزیز م خوش و خوب ، شب بخیر

Sina
Sina

الان تازه می فهمیم اصحاب کهف چه حالی داشتن وقتی بیدار شدن دیدن پولشون دیگه ارزش نداره ، فقط فرقش اینه که اونا سیصد سال خوابشون برد ولی ما هر روز صبح این حس بهمون دست میده

Sina
Sina

دلار: 2000 تومان! سکه: یک میلیون تومان! [به چند نفر کارگر ساده جهت اداره کشور نیازمندیم]

Sina
Sina

بچه ها دلم گرفتس میرم بخوابم حال ندارم ، روز تعطیل هم الکی مغازه رفتین ،شب بر همگی خوش

Sina
Sina

هیچ هم حقِ زن و مرد یکی نیست!! چطور او حق دارد زیبا باشد اما من حق ندارم عاشقش شوم؟

Sina
Sina

سلام بر و بچ ، این امتحان هم بد نبود گذشت ! باید دید نامه ای که در انتها برا استاد نوشتم تاثیر میزاره روش یا نه

Sina
Sina

ما آدم ها به کجا رسیده ایم که حیوانات وحشی هم از ما میترسند....

Sina
Sina

در شهری که خورشید را به قیمت شمعی نمی خرند پروانه شدن یعنی تباهی !

Sina
Sina

کاش همیشه در کودکی می ماندیم تا به جای دلهایمان سر زانوهایمان زخمی میشد!...

Sina
Sina

ايران بيشترين مرگ مغزي و كمترين آمار اهدا عضو را دارد!!!

Sina
Sina

تا شدم صید تو آسوده ز هر صیادم وای بر من گر از این قید کنی آزادم نازها کردی و از عجز کشیدم نازت عجزها کردم و از عجب ندادی دادم چون مرا مي كشي از كشتنم انكار مكن !! كه من از بهر همين كار ز مادر زادم............

Sina
Sina

یه ضرب المثل هست که میگه : اگه خدا با ماست، پس کی با اوناست؟

Sina
Sina

وقتی 2 عاشق از هم جدا میشن دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن چون به قلب همدیگه زخم زدن نمیتونن دشمن همدیگه باشن چون زمانی عاشق بودن تنها میتونن آشنا ترین غریبه برای همدیگه باشن ...!!

Sina
Sina

يه آقايي نشسته بود و روزنامه ميخوند که يهو زنش با ماهيتابه ميکوبه تو سرش ... مرد: براي چي اين کارو کردي؟ ... زن: به خاطر اين زدمت که تو جيب شلوارت يه کاغذ پيدا کردم که توش اسم سامانتا نوشته شده بود … ... مرد: وقتي هفته پيش براي تماشاي مسابقه اسب دواني رفته بودم اسبي که روش شرط بندي کردم اسمش سامانتا بود زنش معذرت خواهي ميکنه و ميره به کاراي خونه برسه ..."نتيجه اخلاقي: خانمها هميشه زود قضاوت ميکنند." سه روز بعدش مرده داشته تلويزيون تماشا مي کرده که زنش اين بار با يه قابلمه بزرگ دوباره ميکوبه تو سرش! بيچاره مرده وقتي به خودش مياد، مي پرسه: چرا منو زدي؟ زنش جواب ميده: آخه اسبت زنگ زده بود ...!