دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Sina
مرد - مجرد
امتیاز: 708.4

دنبال‌شدگان

(70 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(121 کاربر)

گروه‌ها

(11 گروه)

بازدید

Sina
Sina

عشق گفت من را : صدایش کن ، دل گفت : من را فدایش کن ، خواندمش ، فدایش کردم ، نشنید ، ندید ، عقل گفت : حق با من بود ، رهايش کن . ...

Sina
Sina

جدایی دستها را هرگز جدایی قلبها ندان چون قلبها همیشه به یادهم هستند...

Sina
Sina

زمان هیچگاه درد رو دوا نمیکنه، فقط آدم به مرور زمان به درد عادت میکنه.

Sina
Sina

گفتم:خدایا از همه دلگیرم ، گفت:حتی از من؟ گفتم:خدایا دلم را ربودند! گفت:پیش از من؟ گفتم:خدایا چقدر دوری! ......گفت:تو یا من؟ گفتم:خدایا تنهاترینم! گفت:پس من؟؟ گفتم:خدایا کمک خواستم! گفت:از غیر من؟ گفتم:خدایا دوستت دارم! گفت:بیش از من؟ گفتم:خدایا انقدر نگو من!! گفت:من توام،تو من

Sina
Sina

مگر با باد نسبتی داری؟..... چقدر شبیه تو هست... یک لحظه آمد مرا پیچاند و رفت....!

Sina
Sina

شب طلوع میکند شراره ستاره ها میتابد... من ستاره ام را جا گذاشته ام .. قطار مهتاب در گذر است من ستاره ام را گم کرده ام ستاره ام ، در هیاهوی جمعیت به هم پیچید .. من او را گم کرده ام ... همیشه مادربزرگ میگفت : کوچکترین ستاره برای تو ، کسی آرزویش را ندارد ... ولی اکنون ، ستاره ام را باد می برد .. ستاره کوچکم را باد می برد . قطار مهتاب در گذر است من هنوز مسافری در راه مانده ام ... شب غروب میکند... ستاره ام را باد می برد ...

Sina
Sina

مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم تو را چون اسمانی ؛ چون پرستو دوستت دارم تو را چون بهاران؛ فصل باران دوستت دارم جز این جان نا قابل ندارم چیز دیگر من مرا چون جان ناقابل بگیری دوستت دارم تو دوری گرچه نزدیکی ، در این دل جای تو باشد نگیرد جای تو هرگز کسی چون دوستت دارد

Sina
Sina

چقدر سخته تو چشاي كسي كه تمام عشقت و ازت دزديد و به جاش يه زخم هميشگي به قلبت هديه داد زل بزني بجاي اينكه لبريز كينه و نفرت شي حس كني هنوزم دوسش داري

Sina
Sina

مهرباني ممنوع دست سوزنده مشتاقت را ، در نهانخانه جيبت بگذار تا كه پایبند نباشي ، به كسي دست بدهي خارهايي هستند كه ز سر پنجه دوست با سر انگشتانت مي جنگند دوستي مسخره است مهرباني ممنوع و تو ای دوست ترين در نهانخانه جيبت بگذار دست سوزنده مشتاقت را من و تو...بايد از سلسله ی بايدها ، دستهامان را زنجير كنيم با زبان دگران ، لحظه هامان را تفسير كنيم و نگوئيم كه بازيگر يك قصه معتبريم كاش ميدانستي ، كه نبايد حس كرد كه نبايد دل بست در فضايي كه پر از ، همهمه آدم هاست من گرفتارترين تنهايم

Sina
Sina

خوشبختي ما در سه جمله است: تجربه از ديروز، استفاده از امروز، اميد به فردا ... ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم: حسرت ديروز، اتلاف امروز، ترس از فردا

Sina
Sina

یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمونه یا بغل دستیمون!

Sina
Sina

به زمانی رسیدیم که دیگر بنی آدم ابزار یکدیگرند!!!...

Sina
Sina

هر چند مال من نشدی ولی من ازت خیلی چیزا یاد گرفتم....یاد گرفتم تو زندگیم هر روز دل کسی رو که دوستش دارم بشکنم .....یاد گرفتم بهش فرصت جبران ندم .... یاد گرفتم گریه های هیچکس رو باور نکنم....یاد گرفتم هیچوقت , هیچکس ارزش شکستن غرور منو نداره........یاد گرفتم که تو زندگیم باید به کسی که عاشقش هستم دروغ بگم .....یاد گرفتم هر روز از عشقی حرف بزنم ولی خودم عاشق نباشم........

Sina
Sina

نمیدانم پس از مرگم که آید بر مزار من که بنشیند به سوگ من,سیه چشمی سیه بر تن کند یا نه؟ ولی سوگند, تو را سوگند به جان دلبرت سوگند,مرا یاد کن آن شب که زیر خاک سرد تنهای تنهایم...

Sina
Sina

اي اشک ، گرم و آرام ببار بر گونه بيمار من ، اي غم ، تو هم لذت ببر از اين همه آزار من