Sina
میتونستی که بری اما دلم رو نشکنی ؛ آروم آروم وصله های عشقو از جا بکنی .نمیدونی که با این کار عشقو انکار کردی ؛ همه ی خاطره های تلخو تکرار کردی
Sina
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم به نفس های تو در سایه سنگین سکوت به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت
Sina
شب بر همگی خوش و شیرین و خوشخواب
Sina
به غضنفر مي گن بابات مرده . ميگه نه بابا اصلا امکان نداره . ميگن : والله مرده ، غضنفر مي گه تا حالا اصلا سابقه نداشت
Sina
شاید آن روزکه سهراب نوشت:تاشقایق هست زندگی باید کرد...خبری ازدل پردرد گل یاس نداشت...باید اینطور می نوشت:هر گلی هم باشی چه شقایق!چه گل پیچک و یاس!زندگی اجباریست!زندگی در گرو خاطره هاست! خاطره درگرو فاصله هاست فاصله تلخترین خاطرهاست
Sina
خدا هدیه ای به ادم داد و مهر حوا را به دل او انداخت باید آسمان را آذین می بست ستاره ها را برق می انداخت خدا لبخند زد تنهایی فقط زیبنده خودش بود! در جشن پیوند آسمانیمان، همه فرشته ها دعوت دارند
Sina
صدایت میکنم هر شب ، تو هم امشب صدایم کن تو مغروری ، غرورت را فقط یک شب فدایم کن
Sina
رفاقت را در مکتب خانه ای آموختم که بابت شهریه اش همه ی زندگیم را باختم
Sina
عادت کرده ام کوتاه بنویسم کوتاه بخونم کوتاه حرف بزنم کوتاه نفس بکشم ...تازگی ها دارم عادت می کنم کوتاه زندگی کنم یا شاید کوتاه بمیرم نمی دانم !!!فقط عادت
Sina
تو اين دنيا هركسي يه نيمه گمشده داره كه فقط لايق همونه پس سعي نكن توساختن پازل زندگيت تقلب كني
Sina
بر درت می آمدم هرشب مرا وا میزدی،گفتمت نامهربانی،دم زحاشا میزدی،دیدمت یک شب به دریاخیره بودی تاسحر،کاش دریای توبودم،دل به دریامیزدی....:-<
Sina
ادما وقتي بزرگ ميشن بجاي مداد با خودكار مي نويسند چون باید یاد گرفت هر اشتباهي پاك كردني نيست