Sina
تو قهرمان داستان من بودی... هنوز هم گاهی در تنهایی نامت را بر کاغذ رج میزنم... تو قهرمان داستان من بودی! و کاش چمدانت را در ایستگاه قلبم جا نمی گذاشتی... و چه داستان غم انگیزی است داستانی که کار قهرمانش شکستن قلب تو باشد... قهرمان داستان من...!!
Sina
شاید! عشق همین است که من عاشق تو باشم و تو! با هر که می*خواهی
Sina
بهترین بی نیازی ، ترک آرزوهاست ...
Sina
از حساب و کتاب بازار عشق هیچگاه سر درنیاوردم! و هنوز نمیدانم چگونه میشود هر بار که تو بی دلیل ترکم میکنی من بدهکارت میشوم؟
Sina
من خیلی وقت ها وقتی اسم تخت جمشید رو میشنوم, ناراحت میشم. آخه میدونین، تخت جمشید ، اسمیه که دانشمندان مسلمان روی این بنا گذاشتند و اسم اصلی این بنا، [!] بوده. امیدوارم که همه به این نکته توجه کنند.
Sina
می گن زمانای قدیم یه روز 3 تا پسر بچه میرن پیش ملا نصرالدین میگن ما 10 تا گردو داریم میشه اینارو با عدالت بین ما تقسیم کنی؟ ملا می گه با عدالت آسمونی یا عدالت زمینی؟ بچه ها میگن خوب عدالت آسمونی بهتره با عدالت آسمونی تقسیم کن. ملا 8 تا گردو می ده به اولی 2تا می ده به دومی دو پس گردنی محکم هم می زنه یه سومی بچه ها شاکی میشن می گن این چه عدالتیه ملا؟ ملا می گه خدا هم نعمتاشو بین بنده هاش همینجوری تقسیم کرده
Sina
من ساده رو بگو دل به کسی باخته بودم ، روی دریا خونه ای مقوایی ساخته بودم
Sina
اینا بعد از اینکه عکس رو میبینن می فهمن خودشون که کدوم بودن ؟!؟
Sina
آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق می گردد، ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشگل است. زیرا او دیگران را خوشبخت تر از آنچه هستند تصور می کند
Sina
مرا از شیطان نترسان که شیطان بزرگ ترین گستاخی اش سر باز زدن از سجده من بود و من کوچک ترین گستاخی ام ....شک در بود و نبود خیلی چیزها