sina
مهربانی باغ سبزی است که از روزنه ی پنجره ها باید دید ، مهربانم مگذار لحظه ای روزنه ی پنجره ها بسته شود .
sina
خیلی سخته غمخوار کسی باشی که خودت بزرگترین غمش هستی !!
sina
خواب هایت را با که شریک میشوی اما هنوز شـریک تمام بیخوابی های من تـویی !!
sina
سعی کن در زندگی یکرنگ باشی ، فرش هزار رنگ را همه زیر پا می اندازند
sina
این بار تو بگو دوستت دارم آسمان را گفته ام به زمین نیاید !!
sina
نشسته ام.... _ کجا؟ کنار همان چاهی که تو برایم کندی.... عمق نامردی ات را اندازه می گیرم !!
sina
صد سال در بیابان آواره شوی / به از آن است که در خانه محتاج نامردان شوی
sina
محبت به نامرد ، كردم بسی محبت نشاید به هر نا كسی تهی دستی و بی كسی درد نیست كه دردی چو دیدار نامرد نیست
sina
من سوخته دل ساکن کوی غم و دردم ، در رفاقت شکست خوردم ولی توبه نکردم
sina
اگر یار مرا دیدی به خلوت بگو ای بی وفای بی مروت غمم دادی و غمخوارم نکردی سروکارت به فردای قیامت
sina
گفتم نرو بی تو دلم وا نمی شود / یک پلک زدن شبی را تا نمی شود رفتی ، در غربت و تنهایی دلم شکست / برگرد کسی مثل تو پیدا نمی شود .