mohsen
sama68حکایت باران بی امان است این گونه که من دوستت میدارم شوریده وار و پریشان باریدن...
mohsen
دانایی را پرسیدند: چه وقت برای ازدواج پایدار مناسب است؟ دانا گفت: زمانی که شخص توانا شود! پرسیدند: توانا از لحاظ مالی؟ جواب داد: نی! گفتند: توانا از لحاظ جسمی؟ گفت: نی! پرسیدند: توانا از لحاظ فکری؟ جواب داد: نی! پرسیدند: خود بگو که ما را در این امر دیگر چیزی نیست! دانا گفت: زمانی یک شخص می تواند ازدواج پایدار نماید که اگر تا دیروز نانی را به تنهایی می خورد امروز بتواند آن را با دیگری نصف نماید بدون آنکه اندکی از این مسئله ناراحت گردد
mohsen
بهش گفتند با مادر جمله بساز گفت من با مادرم جمله نمیسازم زندگیما میسازم.سلامتی هر چی مادره بزن لایکا
mohsen
وقتی خسته ام وقتی کلافم وقتی دلتنگم بشقاب ها را نمی شکنم شیشه ها را نمی شکنم غرورم را نمی شکنم دلت را نمی شکنم در این دل تنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد این بغض لعنتی است که میشکنم . . .
mohsen
رهه عشق از کجا تا به کجا ، میروم من با باد عاشق و دیوانه، میپرم من با باز.. میروم من تا اوج، تا که بینم رهه خود میشوم مست و سبک ، تا که گیرم غم خود میدوم من هر وقت، مینشینم در دشت مینویسم من ،مشق.. با مدادی از اشک صورتم نمناک است،قلب من پر جنبش عاشقم،مست توام،تو کجایی ای عشق میسپارم غم را، خود روم راه تو را تا که گیرم با دل ،همه جان دست تو را
mohsen
هر چه از دست می رود ، بگذار برود ..! چیزی که به التماس آلوده باشد نمی خواهم ، هر چه باشد ... حتی زندگی
mohsen
کسی که رفتنی است بگذار برود
رودخانه اگر عاشقِ دریا بود
عشقش را به چاهِ فاضلاب نمی داد ...!!!
mohsen
اگه نمی تونید هم قد عشق کسی بشید اجازه ندید کسی . . . . . . . . . . . . . . .خودشو به خاطر شما خم کنه نه خودتون و آزار بدید و نه اونو و نه دیگران رو
mohsen
دست گرم تو شفای مرگ من است.. لبان مست تو شکوه قلب من است.. کجا روم؟؟؟؟ به که گویم؟؟؟ که یک لحظه خنده تو.. تمام آرزوی من است
mohsen
وقتی کسی قلبش رو بهت میده در واقع شیشه عمرش رو دستت سپرده،مواظب حرکاتت باش
شیشه زود ترک میخوره ،زود میشکنه
mohsen
گلومو گرفته یه بغض مداوم...
منو کوچه دلتنگ منو گریه دائم...
عجیبه که عطرت هنوز تو هوامه...
نگات مثل رویاست، غمت پا به پامه...
همه گریه هامو به بارون سپردم...
به یادت شکستم، چقدر غصه خوردم...
خدا حافظیت رو به شب هدیه دادم...
به یادت شکستم نبودی به یادم...
شدم خسته از شب، شدم مثل بارون...
یه بی طاقت از درد، گرفتار طائون...
یه وقتایی از غم 1000 عقده دارم...
میخوام با تو باشم تو نیستی کنارم...
یه وقتایی میشه که دلگیر و خستم...
به یادت به شوقت تو بارون نشستم...
کجا جا گذاشتی منو گریه هامو...؟
تو رویای فردا کی میگیره جامو...

13 سال و 10 ماه و 24 روز و 7 ساعت و 52 دقيقه قبل توسط موبایل