Hadi
آغوش تو چتر نجات من است؛ چرا باز نمیشود؟
√ ∂нαмε
جشنواره چن قلوها در ایران
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
زمانی که هیچ چیز آنطور که باید نیست "امید" را برایت آرزو دارم.......
√ ∂нαмε
روزی پلنگی وحشی به دهکده حمله کرده بود. شیوانا همراه با تعدادی ازجوانان برای شکار پلنگ به جنگل اطراف دهکده رفتند. اما پلنگ خودش را نشان نمی داد و دائم از تله شکارچیان می گریخت. سرانجام هوا تاریک شد و یکی از جوانان دهکده با اظهار اینکه پلنگ دارای قدرت جادویی است و مقصود آنها را حدس می زند خودش را ترساند و ترس شدیدی را بر تیم حاکم کرد. شیوانا با خوشحالی گفت که زمان شکار پلنگ فرا رسیده است و امشب ... حتما پلنگ خودش را نشان می دهد . ازقضا پلنگ همان شب خودش را به گروه شکارچیان نشان داد و با زخمی کردن جوانی که به شدت می ترسید ، سرانجام با تیر های بقیه از پا افتاد. یکی از جوانان از شیوانا پرسید: ”چه چیزی باعث شد شما رخ نمایی پلنگ را پیش بینی کنید؟ در حالی که شب های قبل چنین چیزی نمی گفتید!؟” شیوانا گفت: ” ترس جوان و باور او که پلنگ دارای قدرت جادویی است باعث شد پلنگ احساس قدرت کند و خود را شکست ناپذیر حس کند. این ترس ها و باورهای ترس آور و فلج کننده ما هستند که باعث قدرت گرفتن زورگویان و قدرت طلبان می شوند. پلنگ اگر می دانست که در تیم شکارچیان کسانی حضور دارند که از او نمی ترسند هرگز
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
هیچ کس آشفتگیات را شانه نخواهد زد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلبم ایستاد ... از اضطراب ...
نخند
14 سال و 3 ماه و 24 روز و 23 ساعت و 2 دقيقه قبلdosh dalam
14 سال و 3 ماه و 24 روز و 23 ساعت قبلآهان پس من هم می خندم

14 سال و 3 ماه و 24 روز و 22 ساعت و 58 دقيقه قبل