سید محمد مهدی
سرعت بالای این کامپوتر هم بلایی شده ها آدم تحریک می شه تا کارهای نشدنی انجام بده و تا این وقت شب بیدار باشه
سید محمد مهدی
نفهمیدم الان هم نمی فهمم کلا مثل اینکه شرایط عادی است
سید محمد مهدی
لمس در همه جا / فناوری نمایشگرها
سید محمد مهدی
چند حکایت کوتاه از ابولعیناء وقتی کسی در خانه ابوالعیناء را بکوفت، گفت: کیستی؟ کوبنده در گفت: من. گفت: لفظ «من» بر صوت دق الباب چیزی نیفزود. * وقتی به دیدار ابوالصغر اسماعیل بن بلبل وزیر شد، وزیر گفت: دیری است که ما را ترک گفته ای! گفت: خر من بدزدیدند. پرسید چگونه؟ گفت: با دزدان نبودم تا شرح چگونگی آن دهم. وزیر گفت: بر خری دیگر مینشستی. گفت: از تنگدستی، خر دیگر نمیتوانستم خرید و نگهبان خر برایم عار و منت عاریت نیز ناگوار بود. * وقتی زن خوانندهای به او گفت: انگشتری خویش را به من بده تا هرگاه آن را بینم، تو را یاد آرم، گفت: انگشتر ضرور نیست، همین گفتگوی ما به خاطر دار که تو از من انگشتری خواستی و من ندادم. * متوکل خلیفه گفت: این قصر جعفری ما را چگونه میبینی؟ گفت: مردمان خانه در دنیا سازند و خلیفه دنیا را در خانه خویش پی افکنده است.
سید محمد مهدی
چند حکایت کوتاه از ابولعیناء وقتی کسی در خانه ابوالعیناء را بکوفت، گفت: کیستی؟ کوبنده در گفت: من. گفت: لفظ «من» بر صوت دق الباب چیزی نیفزود. * وقتی به دیدار ابوالصغر اسماعیل بن بلبل وزیر شد، وزیر گفت: دیری است که ما را ترک گفته ای! گفت: خر من بدزدیدند. پرسید چگونه؟ گفت: با دزدان نبودم تا شرح چگونگی آن دهم. وزیر گفت: بر خری دیگر مینشستی. گفت: از تنگدستی، خر دیگر نمیتوانستم خرید و نگهبان خر برایم عار و منت عاریت نیز ناگوار بود. * وقتی زن خوانندهای به او گفت: انگشتری خویش را به من بده تا هرگاه آن را بینم، تو را یاد آرم، گفت: انگشتر ضرور نیست، همین گفتگوی ما به خاطر دار که تو از من انگشتری خواستی و من ندادم. * متوکل خلیفه گفت: این قصر جعفری ما را چگونه میبینی؟ گفت: مردمان خانه در دنیا سازند و خلیفه دنیا را در خانه خویش پی افکنده است.
سید محمد مهدی
سخت هوس فیلم شام آخـــــــــــــــــــر را کرده ام حتی با کوفت شدنش
سید محمد مهدی
کتايون رياحي : اما من و تو کنار هم واسه مردم خنده داريم ... گلزار : به نظر منم خيلي از مردم خنده دارن. [ شام آخر - فريدون جيراني ]
سید محمد مهدی
تن تن: یه خبر خوب دارم یه خبر بد. هادوک: خبر بد چیه؟ تن تن: همش یه گلوله داریم. هادوک: و خبر خوب؟ تن تن: هنوز یه گلوله داریم! (سینمایی ماجراهای تن تن،فیلمی از استیون اسپیلبرگ)
سید محمد مهدی
ا حالا دقت کردین وقتی یک چبز خنده دار میگی یهو چند نفر با هم
میخندن بعدش میفهمی اونا به چیز دیگه خندیدت نه به تو ؟
بعد اون موقست که صورتت دیدن داره !!! (فان بیست : سوختن بد دردیه …)
سید محمد مهدی
تا حالا دقت کردین همیشه یکی از خط ریش ها از اون یکی بهتر در میاد ؟
همین قضیه در مورد ابروی دختر ها هم صدق میکنه !
سید محمد مهدی
مصاحبه اختصاصی با نیما صابری، از توسعه دهندگان "میکروبلاگ دنبالر"