دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سید محمد مهدی

سید محمد مهدی
مرد - متاهل
امتیاز: 366.7

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(52 کاربر)

گروه‌ها

(10 گروه)

بازدید

سید محمد مهدی
سید محمد مهدی

یوزر و پسورد nod32 روز پنجشنبه ۴ خرداد

سید محمد مهدی
سید محمد مهدی

زن اولی: این مردها واقعاً خیلی لجوج و یک دنده‌اندها! زن دومی: آره ولی حالا چی شده؟ زن اولی:‌ مثلاً‌ این شوهر من، دیروز درست چهار ساعت براش توضیح دادم، آخرش هم قبول نکرد که نکرد. زن دومی: خوب چی رو داشتی براش توضیح می‌دادی؟ زن اولی:‌اینکه من آدم پر حرفی نیستم

سید محمد مهدی
سید محمد مهدی

مردها و زنها در یک مورد دست کم اتفاق نظر دارند. اینکه, هیچ کدام به زنها اعتماد ندارند!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید محمد مهدی
سید محمد مهدی

میره پیش رئیس اداره و میگه: آقای رئیس این اضافه خقوقی که به من دادین، در برابر این همه فعاالیتی که من می‌کنم و دوازده‌تا بچه‌ای که دارم خیلی کمه! رئیسه میگه: آره جانم، در نظر داشته باش که ما اضافه حقوق رو به فعالیت تو اداره می‌دیم نه فعالیت توی خونه!!!!

سید محمد مهدی
سید محمد مهدی

تراکتور می خره، نمی‌دونه چطوری خاموشش کنه، می بنددش به درخت

سید محمد مهدی
سید محمد مهدی

هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق / هم دعا کن گره تازه نیفزاید عشق/ قایقی در طلب موج به دریا زد و رفت /باید از مرگ نترسید، اگر باید عشق / عاقبت راز دلم را به لبانش گفتم / شاید این بوسه به نفرت برسد، شاید عشق / شمع روشن شد و پروانه به آتش پیوست /میتوان سوخت اگر امر بفرماید عشق / پیله رنج من ابریشم پیراهن شد / شمع حق داشت، به پروانه نمیآید عشق

سید محمد مهدی
سید محمد مهدی

هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق / هم دعا کن گره تازه نیفزاید عشق

سید محمد مهدی
سید محمد مهدی

خوبی بادبادک اینه که می‌دونه زندگیش فقط به یک نخ نازک بنده ولی بازم تو آسمون می‌رقصه و می‌خنده .

سید محمد مهدی
سید محمد مهدی

زندانی بدون ديوار بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار میداد. حدود 1000 نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از استانداردهای بین المللی برخوردار بود. زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود. آب و غذا و امکانات به وفور یافت میشد. از هیچیک از تکنیکهای متداول شکنجه استفاده نمیشد. image.png اما بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود. زندانیان به مرگ طبیعی می مردند. امکانات فرار وجود داشت اما فرار نمیکردند. بسیاری از آنها شب میخوابیدند و صبح دیگر بیدار نمیشدند. آنهایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خود رعایت نمیکردند و عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی میریختند. دلیل این رویداد، سالها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد: «در این اردوگاه، فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد بودند به دست زندانیان رسیده میشد. نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمیشدند. image.png هر رو

سید محمد مهدی
سید محمد مهدی

دنیا 1- گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم. 2 - سعی كنیم بیشتر بخندیم. 3- تلاش كنیم كمتر گله كنیم. 4 - با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم. 5 - گاهی هدیه‌هایی كه گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم. 6 - بیشتردعا كنیم. 7 - در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت كنیم. 8- هر از گاهی نفس عمیق بكشیم. 9- لذت عطسه كردن را حس كنیم. 10- قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم. 11- زیر دوش آواز بخوانیم. 12- سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم . 13- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم. 14- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم. 15- برای انجام كارهایی كه ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی كنیم! 16- از تفكردرباره تناقضات لذت ببریم. 17- برای كارهایمان برنامه‌ریزی كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته كار مشكلی است! 18- مجموعه‌ای از یك چیز (تمبر، برگ، سنگ، كتاب و... )برای خودمان جمع‌آوری كنیم. 19- در یك روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم. 20- گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم، البته اگر كنار م

سید محمد مهدی
سید محمد مهدی

فقر ، چيزي را " نداشتن " است، ولي،آن چيز پول نيست ..... طلاو غذا نیست ... فقر، گرسنگي نيست ..... فقر، عرياني هم نيست... فقر، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتۀ يك كتابفروشي مي نشيند ...... فقر، تيغه هاي برندۀ ماشين بازيافت است،كه روزنامه هاي برگشتي را خرد مي‌كند... فقر ، كتیبۀ سه هزار ساله‌ای است كه روی آن یادگاری نوشته‌اند... فقر، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته مي‌شود ..... فقر ، همه جا سر می‌كشد ... فقر، شب را " بي غذا " سر كردن نيست فقر، روز را " بي انديشه" به سر بردن است..... .

سید محمد مهدی
سید محمد مهدی

خداي عزيزم! من تا حالا هيچ دعايي نکردم. ميتوني ليستت رو نگاه کني. خدايا ازت ميخوام صداي گرية برادر کوچيکم رو کم کني! (سوسن خاطري / 9 ساله)

سید محمد مهدی
سید محمد مهدی

اي خداي مهربان! پدر من آرايشگاه دارد. من هميشه براي سلامت بودن او دعا مي‌کنم. از تو مي‌خواهم بازار آرايشگاه او و همه آرايشگاه‌ها را خوب کني تا بتوانم پول عضويت کانون را از او بگيرم چون وقتي از او پول عضويت کانون را مي‌خواهم مي‌گويد بازار آرايشگاه خوب نيست! (فرشته جبار نژاد ملکي / 11 ساله)

سید محمد مهدی
سید محمد مهدی

آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد! (تاده نظر‌بيگيان / ۵ ساله)

سید محمد مهدی
سید محمد مهدی

ملاصدرا می گوید: خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود یتیمان را پدر می شود و مادر محتاجان برادری را برادر می شود عقیمان را طفل می شود ناامیدان را امید می شود گمگشتگان را راه می شود در تاریکی ماندگان را نور می شود رزمندگان را شمشیر می شود پیران را عصا می شود محتاجان به عشق را عشق می شود خداوند همه چیز می شود همه کس را... به شرط اعتقاد به شرط پاکی دل به شرط طهارت روح به شرط پرهیز از معامله با ابلیس بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها... چنین کنید تا ببینید چگونه بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود؟؟؟ "آیا خدا برای بنده خویش كافی نیست؟