mina
نبودن هایت آنقدر زیاد شده اند که هر رهگذری را شبیـﮧ تو می بینم !! نمی دانم غریبـﮧ ها ” تـــــــــــــــ ــــو ” شده اند یا تو ” غریبـــــــــ ـــــــــــــــــﮧ ” ؟؟!!
mina
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم /هنوزم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم... /هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره/ هنوزم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره..
mina
کنار پنجره سیگارمی کشید... خسته بود.... خیلی... اونقدر خسته که یادش رفت بعد از آخرین پک سیگارو پایین پرت کنه... نه خودشو...
mina
رابطه عجیبی است بین شب ها و دلتنگی...!
mina
بسلامتی حرفایی که پست نمیشن بغض میشن...!