shabnam
” سرنوشت! “ یا ” عقل نوشت….!! “ کدام یک در دفتر مشق زندگیتان نوشته شده است….؟!
shabnam
زلال که باشی سنگ های کف رودخانه ات را می بینند بر می دارند و نشانه میروند درست به سوی خودت….!
shabnam
چه فرقی دارد ، پُشت میله ها باشی ؛ یا در خیابانهای شهر در حال قدم زدن ، وقتی که آرزوهایت ، در حبس باشند !
shabnam
قبر منو خیلی بزرگ بسازین….چون یی دنیا آرزو با خودم به گور میبرم ..
shabnam
خدایا..!!!بازم خودت هوای ما رو داشته باش....
shabnam
پنجره ی باران خورده ات را باز کن چند سطر پس از باران چشمهایم را ببین که هوایت دیوانه شان کرده دلم برایت تنگ است...
shabnam
توسط موبایل
به اسمان نگاه کن....بگذار دلخوشیم این باشد که اسمانمان یکیست
shabnam
میکن :دوری و دوستی.......
shabnam
همیشه نمی شود زد به بی خیالی و گفت: تنهـــــــــــا امده ام ٬ تنهـــــــا می روم... یک وقت هایی شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای... کم می اوری دل وامانده ات یک نفر را می خواهد!
shabnam
کسی هست آغوشش را، شانه هایش را به من قرض بدهد ! تا یک دل سیر گریه کنم؟! بدون هیچ حرف و سوال و جواب و دلداری و نصیحتی ؟
shabnam
اینجا سرزمین واژه های وارونه است: جایی که گنج, "جنگ" می شود... درمان, "نامرد" می شود... قهقه , "هق هق" می شود... اما دزد همان "دزد" است ... ... ... درد همان "درد..." و گرگ همان "گرگ
shabnam
تمام حرفهای ناگفته ام ؛ همین سکوتی است.....که می شنوی.