shabnam
حوّایت میشدم اگر سیبِ سرخی داشتی حیف «آدم» نیستی!!!
shabnam
باید جشن بگیرم… اشکهایم دوباره با من آشتی کرده اند…
shabnam
از حقیقتــــــــ ـ ـ ـ ـ های تلخ خسته ام … یک دروغ شیرینـــــــــــ ـ ـ ـــــ بگو “بگو دوستــ ـ ـــت دارم…” .
shabnam
دلى که اندوه دارد نیاز به شانه دارد نه نصیحت… کاش همه این را مى فهمیدند….!
shabnam
یه وقتایی لازمه یکی “کنارت” باشه.. کاری نکنه و حرفی نزنه ها ! فقط باشه…
shabnam
من روی تو یه حساب دیگه ای باز کرده بودم...ولی اشتباه میکردم..
shabnam
نـــه ایـــــنکــــــــه زانـــــو زده باشــــم نـــــــــه فــــقـــط تـــنهــــــایـــــــــــى ســـــــنکیــــــن اســــــت