دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

soheil s
مرد - مجرد
امتیاز: 1451

دنبال‌شدگان

(203 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(198 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

soheil s
soheil s

محرم شده لابد باید دیگه مطلب طنز نزاریم از شکست عشقیمونم که دو ماه میگذره بهتره بیش از این خودمو عن نکنم موخاطبم ندارم که الکی اینجا قربون صدقش برم اینم که وض سرعته الان دقیقن من اینجا چه غلطی میکنم؟

soheil s
soheil s

آورده اند روزی شیخ و مریدان در کوهستان سفر می کردندی و به ریل قطاری رسیدندی که ریزش کوه آن را بند آورده بودی. و ناگهان صدای قطاری از دور شنیده شد. شیخ فریاد برآورد که جامه ها بدرید و آتش بزنید که این داستان را قبلن بدجوری شنیده ام. و مریدان و شیخ در حالی که جامه ها را آتش زده و فریاد می زدند ، به سمت قطار حرکت کردندی. مریدی گفت:" یا شیخ ! نباید انگشت مان را در سوراخی فرو ببریم؟" شیخ گفت:" نه! حیف نان! آن یک داستان دیگر است." راننده ی قطار که از دور گروهی را لخت دید که فریاد می زنند، فکر کرد که به دزدان زمینی سومالی برخورد کرده و تخت گاز داد و قطار به سرعت به کوه خوردی و همه ی سرنشینان جان به جان آفرین مردند. شیخ و مریدان ایستادند و شیخ رو به مریدان گفت:" قاعدتن نباید این طور می شد!" سپس رو به پخمه کردی و گفت:"تو چرا لباست را در نیاوردی و آتش نزدی؟" پخمه گفت:"آخر الان سر ظهر است! گفتم شاید همین طوری هم ما را ببینند و نیازی نباشد

این ارسال را بازنشر کرده است.
soheil s
soheil s

ﯾﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﯾﻪ ﺗﻠﻔﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩ، ﻭﺍﯼ ﻣﯿﺴﺘﺎﺩﯾﻢ ﺑﺎﺑﺎﻋﻪ ﺑﺮﻩ ﺳﺮﻩ ﮐﺎﺭ ﻣﺎﻣﺎﻥِ ﺑﺮﻩ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻣﺎ ﯾﻪ ﺯﻧﮓ ﺑﻪ ﺩﻭﺱ ﺩُﺧﺪﺭﻣﻮﻥ ﺑﺰﻧﯿﻢ، ﻫَﻤﺸﻢ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﺮﺱ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﻢ ﻗﺒﺾِ ﺗﻠﻔﻦ ﮐﻪ ﻣىاﻮﻣﺪ ﮐُﻠﯽ ﺑﺎﺭﻣﻮﻥ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ. ﺣﺎﻻ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﻭ ﺯﻥ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﺩﺍﺭﻥ ﻣﯿﺮﻥ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ، ﺑﻪ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﻣﯿﮕﻪ ، ﭘﻮﻧﻪ )ﺩﻭﺱ ﺩُﺧﺪﺭﺵ(ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﺑﯿﺎﺩ ﺑﻬﺖ ﺳﺮ ﺑﺰﻧﻪ ﻣﻮﺍﻇﺒﺖ ﺑﺎﺷﻪ... ﻣﻦ|: ﯾﻨﯽ ﺗﻤﺎﻡِ ﻣﺪﺕ ﻧﯿﻢ ﺧﯿﺰ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﺎﻣﺎﻧﺶ ﮔِﻠﻪ ﮐﻨﻪ، ﺟُﻒ ﭘﺎ ﺑﺮﻡ ﺗﻮ ﻭﺟﻮﺩﺵ ... ﺩﻫﻪ ﺷﺼﺘﯿﺎ ﻣﯿﺪﻭﻧﻦ ﻣﻦ چى ﻣﯿﮕﻢ|:

soheil s
soheil s

کسی عایا هست روش جذب مخاطب خاصو اموزش بده

soheil s
soheil s

وقتی پينوكيو ميره سرِ قبرِ پدر ژپتو اینو ميخونه..؟! . . . . . . . . . عــروسـكــى بـــودم بــــرات كــــــه تـــو بـهـــم نـفـــس دادى...!!

soheil s
soheil s

بضی از دخدرای اینجام هستن که یجوری از عشقشون میگن که من خسودیم میشه ینی من لیاقت همچی عشقیرو نداشتم

soheil s
soheil s

مثلا مخابرات یه روز صبح بت اس ام اس میداد ، مشترک محترم و عزیز ما ، شما قبلا در طول روز فولان شماره رو دویست بار میگرفتی.. اس ام اس که حرفش رو نزن ، اینقدر زیاد بود که ما حساب کتابش از دستمون در میرفت.. حتی بعضی اوقات اس ام اس هاتون اینقدر خوشگل بود که برا خودمون سیوش میکردیم حتی یه شب ، ( زمستون بود فکر کنم ) ، اینقدر حرفای خشگل خشگل میزدین و ما هم هی گوش میدادیم که پای تلیفون خوابمون برد ، یادمو ن رفت بقیه پول تلفن شما رو حساب کتاب کنیم.. ...حالا مشترک محترم و عزیز ، چی شده که این همه سال خبری ازت نیست ؟ چیزی شده ؟ چرا اون شمارهه رو دیگه نمیگیری ؟ یه اس ام اس خالی هم حتی نمیدی ! توروقرعان بهمون بگو ، منِ مخابرات اون دوره رو باهاتون زندگی کردم ، حقمه که بدونم .. منم اس ام اس بدم بگم : بیخیال رفیق ، این نیز بگذرد .

soheil s
soheil s

کنسرت adele رو ضبط کردم دیگه همیشه کنار دنبالر .... چه حسی داره خودش و تماشاچیاش گریه میکنن مو به تنم سیخ میشه

soheil s
soheil s

کافیه بخای دنبال یه دخدر خینگ بگردی مخشو بزنی همشون انشتن میشن

soheil s
soheil s

فقط کافیه یه بارون چُسکی بیادهمه واسه ما شاعر میشن..

soheil s
soheil s

آقــــــــــــــــــــــــــــــاا اینجا با دوسدختر من لاس نزنین من آدم بد دهن سگــــــــــــــــــــــــــ غیرتیم البته خودش نمیدونه دوس دختر منــــــــــــــه!!!!!!!!!!! شما هم نمیدونیــــــــــــــــــن کیه... خودمم نمیدونم دقیقا کیـــــــــــــــــه؟؟!؟!؟؟ خودش بیاد بگه کیه عیـــــــــن بچه آدم!!!!!!!! روانیـــــــــــــــــــــــــــم خودتی

soheil s
soheil s

آنکه دوستش داشتم آدم با گذشتی بود(حتی از منم گذشت

soheil s
soheil s

دیروز تا تو تاکسی نشستم دیدم دوست پدرم عقب تاکسی نشسته، به روی خودم نیاوردم که دیدمش. 5 دقیقه بعد اومد کرایه رو حساب کنه و گفت: آقا 2 نفر حساب کنین لطفا! من بسی خجالت زده دستشو گرفتم و کلی باهاش کشتی گرفتم که: توروخدا شرمنده نکنین!آخه این چه کاریه و این حرفا... بعد اینکه پولو داد دوباره یک کرایه دیگه هم حساب کرد و گفت: این هم مال این آقا! تازه فهمیدم دفعه ی اول کرایه ی خودش و پسرش رو حساب کرده بود ..!

soheil s
soheil s

يكي از كارايي كه دوست دارم بكنم اينه كه تو عروسي اقوام يهو داد بزنم!! به افتخار دوست پسر عروس

این ارسال را بازنشر کرده است.
soheil s
soheil s

دوست بابام, بچه ی 2 سالشُ صدا میکنه "[!] سیّد مَـــهدی" ... 26 ساله هستم, منزل اینطور صدام میزنن : بابام : مرتیکه!! تن لَش، مامانم : بی خاصیت، داداشم : دِراز دُخدر همسایه : نیموو ، نیمرو دوستِ صمیمی : آچغال زندگیه دارم من ؟