soheil s
اگر شرکتی،جایی میشناسید سهام "رفاقت" میفروشه بگین ما چندتایی بخریم.ولی شانس که نداریم سهام افت میکنه و رفقا میشن ضرر وتاوان زندگی
soheil s
چمشاتونو ببندید یه گربه رو فرض کنید که یه کامیون از روش رد شده...... بچها این گربه ایران ماست
soheil s
یک جفت چشم از من یک جفت چشم از تو یک جفت دست از من یک خرمن گیسو از تو شبی مرا مهمان کن مهمان چشمهایت و خرمن گیسویت دست از من دامن از تو ...
soheil s
این دخترایی که وقتی باهات میان بیرون خودشونن ... همونایی که یه خروار آرایش نمیکنن چون خودشونو قبول دارن ... اونایی که مدل ماشینت یا داشتن یا نداشتن ماشینت براشون مهم نیست ، چون خودتو میخوان نه هیچ چیز دیگه ای ... اینکه کتونی میپوشن چون براشون اختلاف قدشون باهات مهم نیست ... همونایی که انقدر شعورشون میرسه که Miss نندازن و گدایی شارژ نکنن ... همونایی که میگن میخندن ... کلاس الکی نمیزارن ... رُکن ... نقش نمیخوان بازی کنن ... احساسشون تو لحظه میگن ... قدم زدنو دوست دارن ... بلند خندیدن و شوخی کردن رو دوست دارن ... چون نمیترسن ازینکه خودشون باشن ... آره همین دختران که حتی اگه خیـــــلیــــــــــم کم باشن اما بازم تنها دخترهایی هستند ک ارزش دارن عاشقشون بشی ........
soheil s
دلگیــــــــر مباش! دلت که گیــــــر باشد... رها نمی شوی . . . !
soheil s
می توان تنها شد می توان زار گریست می توان دوست نداشت ودل عاشق آدمها را زیر پاها له کرد می توان چشمی را به هیاهوی جهان خیره گذاشت می توان صد ها بار علت غصه دل را فهمید می توان... می توان بد شد و بد دید و بد اندیشه نمود! آخرش هم تنها می توان تنها رفت... با جهانی همه اندوه و غم و بد بختی... یادگاری؟! همه جا تلخی و سردی و غرور فاتحه ؟!خوب شد رفت ! عجب آدم بد خلقی بود!! ولی ای کودک زیبای دلم، آن ور سکه تماشادارد. . .
soheil s
خاطره ی جاری... دل من حالش خوشه اصلا بلد نیست بگیره,ولی خیلی تنگ میشه گاهی میترسم بمیره... اما بازم به خودش میاد و سوسو میزنه باز حیاط خلوت سینه مو جارو میزنه میگمش تا کی میخوای عاشق بشی و بشکنی,به روی خودش نمیاره ! میپرسه با منی....؟؟!
soheil s
مایهی "تالم" است یا مایهی "تعلم"؛ مساله این است!
soheil s
ماجرای وحشتناک آلتم!! . . . . . . . . . . . . يك اتفاق وحشتناك! ديروز داشتم بازي ميكردم كه يه دفعه ديدم آلتم از جا كنده شد...! خيلي ترسيده بودم ؛ دست و پام رو گم كرده بودم ؛ واقعا دردناك بود... آخه بدون آلت چيكار ميتونستم بكنم؟؟! هركاري از دستم بر ميومد انجام دادم كه يه طوري بچسبونمش سرجاش؛ ولي نشد!! گيج شده بودم ؛ همينطور كه داشتم بهش ور ميرفتم ؛ يهو با ديدن چيزي شگفت زده شدم! يه آلت ديگه!! ديدم يه آلت ديگه دارم!! خيلي خوشحال شدم و خدا رو شكر كردم كه معمولا روي كيبورد دوتا آلت نصب ميكنن!!!!
خو تازه میخواستم بگم پاشو بیا..چرا با احساسات من اینجوری بازی می کنی
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 10 ساعت و 49 دقيقه قبل
گریه نکن خدا بالاخره پشت سر یه کور و کچلیرو میزنه
هر وقت تو شوخی زیاده روی کردم بگو یه وخ ازم ناراحت نشی
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 10 ساعت و 44 دقيقه قبلخو من تورو موخوام
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 10 ساعت و 43 دقيقه قبلاحساساستو کنترل کن ببین تو لیاقتت خیلی بیشتر از منه و از این چیز و شرا دیگه من به یه نفر قول دادم چکار کنم اصلن بلد نیستم رمانتیک بحرفم
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 10 ساعت و 39 دقيقه قبلدیوونـــــــــــــــه.../.
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 1 دقيقه قبل