soheil s
شكستن كسي كه مثل بت مي پرستيدي اش
soheil s
مرقومهی اخیرشان که رسید، سپردیم دستِ دیلماج. نوشته بوده گویا: خوشبختی یک سوءتفاهم قدیمیست برای آدمیزاد. به دوستت دارمها که میرسی، دلت خجسته میشود. آتیه بنا میکنی، مفصّل و مقبول، آرزو بَرش کوک میزنی، موجه و ممکن. ولی دارونداری که دلِ «باخته» باشد و خاطری که قرار بگیرد به «دیگری»، کثافت میزند به هرچه آتیه بود و آرزو. تصدقت عیال …و ما از اینهمه حالیمان شد که یعنی «خداحافظ»، به خارجی.
soheil s
دریغا ! که سنگفرش کوچه ها زیر رگبار کینه های این جماعت فرسوده می شود؛ و من ,زیر این باران نامهربان خیس می شوم... چترهای محبت بسته است, و باید هوای غم آلود خاطره ها را تنفس کرد. . .
soheil s
هر توقعی بی قراری می آورد؛ حتــی توقع آرامــش . .
soheil s
دل وحشت زده در سینه ی من می لرزید دست من ضربه به دیواره ی زندان کوبید آی،همسایه ی زندانی من ضربه ی دست مرا پاسخ گوی..! ضربه ی دست مرا پاسخ نیست... تا به کی باید تنها،تنها وندر این زندان زیست...؟؟!! ضربه هر چند به دیوار فرو کوبیدم پاسخی نشنیدم... . سال ها رفت که من کرده ام با غم تنهایی خو دیگر از پاسخ خود نومیدم...
soheil s
زندگی رودوست دارم با تمام بد بیاریش عاشقی رودوست دارم با تمام بی قراریش من میخوام اشکو بفهمم وقتی ازچشام میریزه تنهائی گرچه کشنده س واسه من خیلی عزیـــزه توکتاب نوشته عاشق خیلی تنها خیلی خســـــته س جای بارون بهاری روی چترای شکستــه س اما من میگم یه عاشق همه دنیا روداره همه چترارو باید بست وقتی آسمون می باره...
soheil s
جا به جا می شود عطری در ریه هایم، خون به دلِ سرفه هایم می کند. سعید شجاعی
soheil s
همیشه روزهای هست که انسان در آن ... کسانی را که دوست می داشته است بیگانه می یابد ... . بیگانه ی کامو
soheil s
علم بهتر است یا [!] بوک؟؟؟؟؟؟
soheil s
قاصدک ! هان؟ چه خبر آوردی ؟ از کجا وز که خبر آوردی ؟ خوش خبر باشی ، اما...اما... گرد بام و در من... بی ثمر می گردی. انتظار خبری نیست مرا... نه ز یاری، نه ز دیّار و دیاری باری... برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس برو آنجا که تو را منتظرند ! «مهدی اخوان ثالث»