soheil s
با پسر داییم رفتیم مغازه براش یه دونه لپ تاپ بخرم، لپ تاپو خریدیم آوردیم خونه، تازه از تو کارتنش درش آوردیم میگه بازی فوتبالشو برام بیار می خوام بازی کنم. آخه من چیکار کنم از دست این فک و فامیل باهوش و ذکاوت...؟
soheil s
واقعاً یعنی این خانواده هایی که نمیذارن دخترشون شب بیرون از خونه بمونه . . . . . . . . . . . فکر میکنن پسرا روزها از ناتوانی جنسی رنج میبرند؟؟؟
soheil s
این داستان خیلی خیلی حال به هم زنه ، نرید بخونید به من فش بدیدا ! اگه بیماری قلبی ،مغزی ،ذهنی ،اخلاقی دارین این مطلبو نخونین گفتم هاااااا :دوتا مرده شور بودن هر جنازهای میاوردن شکمشو وا میکردن غذا هاشو میخوردن یه روز شکم یکیو واز میکنن توش ماکارونی بود، مرده شوره به رفیقش میگه من نمیخوام تو بخور رفیقش میگه چرا توکه ماکارونی خیلی دوس داشتی!!؟ میگه نمیخوام دیگه، رفیقشم همشو میخوره. بعد که تموم میشه میگه میدونی چرا نخوردم ؟ رفیقش میگه چرا؟ میگه چون توش مو بود اونم حالش به هم میخوره همهرو بالا میاره بعد اون یکی شروع میکنه به خوردن، رفیقش میگه نخور کثافت مگه نمیگی توش مو بود چندش رفیقش میگه : دروغ گفتم ! خواستم ماکارونی گرم بشه بعد بخورم ! عمه دارم فش ندی
soheil s
با یکی از دوستام رفته بودم بانک . پیشش وایساده بودم که اومد پولاشو از تو کیفش در بیاره کل مدارکش ریخت رو زمین گفتم بهش تو کارتو بکن من جمعشون میکنم. چندتا از کارت هاش افتاده بود زیر پای یه دختر خانم که ایشون هم داشتن لطف میکردن و کمک من جمع میکردن.منو از موقیعت نهایت استفاده رو میبردمو با شیرین زبونی در حال زدن مخ طرف بودم که اتفاقا داشتم موفق هم میشدم که لای چند تا از کاغذ ها یک عدد وسیله بهداشتی (کاندوم) پیداش شد و از شانس دست دختر هم افتاد . اونم نامردی نکرد پرتش کرد تو صورت من و به اضافه یک عدد خاک بر سرت. گفتم بابا جان این که ماله من نیست خودت که دیدی از کیف دوستم افتاد گفت سگ زرد برادر شغاله. منم واقعا توجیح شدم