soheil s
مراحل درس خوندن من : خوابیدن روی جزوه گرفتن مشکلات و نواقص گل های قالی جمع کردن آشغال های ریز و درشت اطراف زمین خاک گیری گوشه های موبایل گرفتن چندین عکس با گوشی از خودم در حالت های مختلف ژست درس خوندن اس ام اس بازی با بچه های كلاس که هر کدوم چه قدر درس خوندن خوندن یادگاری های جزوه که رفقا سرکلاس نوشتن به فحش کشیدن استاد و فک و فامیل هاش و در آخر هم خسه شدم و رفتم یه چیزی بخورم
soheil s
یك آبادانی رفت خون بده برای جبهه. ازش پرسیدن : چند سیسی خون میخواهی بدی؟ آبادانی یه نگاهی به مردم اطراف که برای خون دادن اومده بودند کرد و گفت : ولک مو سی سی می سی حالیم نیست شیلنگ بزن وصل كن مستقیم به جبهه
soheil s
یه روز غضنفر میره سر يك تپه وای میسته شروع میکنه با خدا درد و دل کردن که : . . . . . اي خدا من امروز اومدم این بالا و ازت کلی گله دارم .... * به حسين کچل همسايه دست چپيمون با اون قیافش ، زن خوشكل دادي به من ندادي ; * به همسايه دست راستي ممد آقا ، اون همه پول دادي به من ندادي ، * چرا جای دور بریم به همین داماد چلغوز مون میثم ، ماشين به اين خوبي دادي به من ندادي ... و همینجوری داش گله میکرد که در همين موقع يك باد خيلي شديد وزيد و غضنفر رو به زمين انداخت. .. غضنفر هم شاکی با ناراحتي بلند شد و رو به اسمان كرد و گفت : خوب ندادي كه ندادي ، ديگه چرا هل ميدي ؟!؟!؟!
soheil s
زنِ سر قبر شوهرش با گریه میگفت بچهات لباس ندارن,کفش ندارن,کیف ندارن!!!ابادانیه رد میشه میگه :ولک مرده یا رفته دبی جنس بیاره
soheil s
خیلی ممنون انقد آسون منو داغون کردی /واسه احساسی که داشتم دلمو خون کردی /تو که هیچ حسی به این قصه نداشتی واسه چی/ منو به محبت دو روزه مهمون کردی? siavash