soheila
در تمام زندگیم فکر میکردم که چشمات جایگاه آرامش و مهری است که من به دنبالشم ولی افسوس که چشمانت دامی است برای صید شکار بیچاره ات
soheila
لذتی که در نه گفتن و حال گرفتن هست در هیچ چیز دیگری نیست
soheila
در زمین عشقی نیست که زمینت نزند،آسمان را دریاب
soheila
داداشم رفته خواستگاری. دختره کلی از اعتقادات مذهبی اش تعریف کرده و در عین حال گفته: البته ما از این مسلمون های خشک نیستم که لب به مشروب نزنیم
soheila
این روزها فقط هوا هوایمان را دارد همین که آلوده است کا[!]ت تا بهانه ای باشد برای سوزش چشمهایم
soheila
این روزها آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست که رخت های دلتنگیم را فرصتی برای خشک شدن نیست.
soheila
با نقطه ای که آخر حرفت گذاشتی جمله را نه من را تمام کردی
soheila
ما از اونایيم كه کودک درونمون مدتهاست به خواب رفته اما کرم درونمون کماکان به فعالیت خودش ادامه می ده
soheila
از رو نوشته حرف نزن رها شو از پیله ی خواب
soheila
تکراریم ... آنقدر که حالا دیگر پیراهنم از حفظ مرا می پوشد
soheila
اخترانی ، که شب در نظر ما آیند پیش خورشید ، محالست ، که پیدا آیند
soheila
پادشاهان به غلط یاد گدا نیز کنند ...
soheila
زخم چاقویی که به سینه ام فرو کردی هنوز سر باز است
در این نثر منظور از "چشمات جایگاه آرامش و مهری است که من به دنبالشم ولی افسوس که چشمانت دامی است برای صید شکار بیچاره ات" منظور چه بوده است؟
14 سال و 9 ماه و 8 روز و 23 ساعت و 43 دقيقه قبل1- مار افعی شاخ دار
2- غزال تیزپای ایران(خداداد عزیزی)
3- چشم سایرون(ارباب حلقه ها)
4- تک چشم فراماسونری
5- چشم بنده
لطفا عدد گزینه مورد نظر را به 200000000000000000000000000000000000000000000000001 ارسال کنید