سکوت
میدانی دلتنگی عین آتش زیر خاکستر است گاهی فکر میکنی تمام شده اما یک دفعه ......همه ات را آتش میزند
سکوت
به چشم هایت بگو... انقدر برای دلَم ....رجز نخوانند ... من اهل ِ جنگ نیستم .... شاعرم! خیلی که بخواهم گرد و خاک کنم... شعری می نویسم آنوقت اگر توانستی... مرا در آغوش نگیر
سکوت
تنها مرگ است که دروغ نمیگوید! حضور مرگ همه موهومات را نیست و نابود میکند. ما بچه مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریبهای زندگي نجات میدهد، و در ته زندگی، اوست که ما را صدا میزند و به سوی خودش میخواند.
سکوت
حاصل عشق مترسک به کلاغ،مرگ یک مزرعه است
سکوت
حــــــالم تـــوپ اســــــت... حــــــال همــــــان تـــوپـــی را دارم که افـــتـــاده در خــــــانــــــه ی هــــــمـــســـایـــه ای کــــــه تـــهـــدیـــد کـــــــــرده : اگـــر بـــار دیگـــر بیـــفـــتد... با کـــارد تیـــکه پــــــاره اش میـــکنـــم!
سکوت
از مترسکی سوال کردم:آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده ای ؟ پاسخم داد : در ترساندن دیگران برای من لذت به یاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی شوم! اندکی اندیشیدم و سپس گفتم : راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم! گفت : تو اشتباه می کنی! زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!!! جبران خلیل جبران
سکوت
دوست دارم یک شبه، هفتاد سال پیر شوم در کنار خیابانی بایستم… تو مرا بی آنکه بشناسی، از ازدحام تلخ خیابان عبور دهی… هفتاد سال پیر شدن یک شبه به حس گرمی دست های تو هنگامی که مرا عبور میدهی بی آنکه بشناسی می ارزد…
سکوت
” دل ”... اتفاقی ترین اشتباه دنیاست ! بسته میشود آنجا که نباید ؛ کنده میشود از جایی که نباید . . .!!
سکوت
پیش هیــچ آدمــی بـه خطایت اعــتراف مــکـن آدم هـا جنبــه ندارنـد...! ژسـت خـــدایی بـرایت میگیرنـد...
سکوت
یه وقتایی اونقدر هیچکس حالی ازت نمیپرسه که آدم شک میکنه نکنه مرده و خودش خبر نداره !
سکوت
این روز ها حرفی برای گفتن ندارم اما اشک های زیادی برای ریختن دارم
سکوت
" فراموشت کرده ام " دیگر پشت هیچ پنجره ای در انتظارت نیستم فقط شاید بعدها با لبخندی تلخ یادت کنم