Somayeh R
گاهی آدم میماند بین بودن یا نبودن! به رفتن که فکر می کنی اتفاقی می افتد که منصرف می شوی... میخواهی بمانی، رفتاری می بینی که انگار باید بـــروی! این بلاتکلیفی خودش کلــــی جهنـــــــــــــــم است...
Somayeh R
کاش می فهمیدی که تو از دید من زیبا بودی ؛ دیگران حتی نگاهت هم نمی کردند ، و تو چه اشتباهی مغرور شدی..
Somayeh R
گاهی وقتا یه دوست کاری با آدم میکنه که آدم بدجور دلش برای دشمنش تنگ میشه...*
Somayeh R
همه ی بغض من تقدیم غرور نازنینت باد، غروری که لذت دریا را به چشمانت حرام کرد...
Somayeh R
قحطی رفیق می آید..نه هفت سال,هفتصدسال! در سیلوی قلبم ذخیره و پنهانت میکنم,بگو کنعانیان منتظر نباشند,تقسیم شدنی نیستی حتی اگر یعقوب بیاید...
Somayeh R
ارزش دل قد یه مورچه میمونه ..... هر دو خواسته یا نا خواسته زیر پا له میشوند....
Somayeh R
سوت پایان را بزن من حریف هرزگی تو و احمق بودن خودم نمی شوم . . .
Somayeh R
دلم گرفته بود ... رفتم پیش حافظ گفتم شاید اون دلمو باز کنه ... نیت کردم و کتابو باز کردم .... یوسف گمگشده باز آید ....... حافظ جان ... بازگشت يوسف به كنعان يك استثنا بود... ما غممان را مي خوريم..