Somayeh R
من به اندازه چشمان تو غمگین ماندم و به اندازه هر برق نگاهت نگران ، تو به اندازه تنهایی من شاد بمان
Somayeh R
بچه که بودم تا 10 میشمردم ، فکر میکردم آخر همه چی 10 هستش، حالا نمیدونم آخر دوست داشتن چقدره ، ولی میخوام بگم دوستت دارم قدر 10 تای بچگی
Somayeh R
شب را دوست دارم! چون دیگر رهگذری از کوچه پس کو چه های شهرم نمی گذرد تا سر گردانی مرا ببیند . چون انتها را نمی بینم .تا برای رسیدن به آن اشتیاقی نداشته باشم شب را دوست دارم چون دیگر هیچ عابری از دور اشک های یخ زده ام را در گوشه ی چشمان بی فروغم نمی بیند شب را دوست دارم : چرا که اولین بار تو را در شب یافتم از شب می ترسم : تو را در شب از دست دادم. از شب متنفرم ، به اندازه ی تمام عشق های دروغین با آفتاب قهرم چرا شبها به دیدارم نمی آید؟
Somayeh R
اگه میخواى یکــــــیو از دست بــدى ؛ فقط کــافـیـه دوســـــــــــتـش داشـته باشـى ... همین کـــــــــافـیـه !!!
Somayeh R
چقدر سخته یکی بهت بگه گل باش بچینمت! بعد یه عمر بهت بگه برو نمیخوام ببینمت
Somayeh R
تمام محبتت را به پاي دوستت بريز اما نه تمام اعتمادت را ...
Somayeh R
وقتی تنهائیم، دنبال دوست میگردیم. پیدایش که کردیم، دنبال عیبهایش میگردیم. وقتی که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش میگردیم، و همچنان تنها میمانیم. هیچ چیز آسانتر از قلب نمیشکند
Somayeh R
کارمـــان به جایــی رســـیده که طـــوری بایـــد دلتنـــگ شـــویم که به کســـی بـــرنخـــورد ..!!
Somayeh R
گاهی سکوت دوست معجزه می کند و تو می آموزی که بودن همیشه در فریاد نیست.