Somayeh R
سوت پایان را بزن من حریف هرزگی تو و احمق بودن خودم نمی شوم . . .
Somayeh R
دلم گرفته بود ... رفتم پیش حافظ گفتم شاید اون دلمو باز کنه ... نیت کردم و کتابو باز کردم .... یوسف گمگشده باز آید ....... حافظ جان ... بازگشت يوسف به كنعان يك استثنا بود... ما غممان را مي خوريم..
Somayeh R
دست از پا خطا کنی تعویض میشوی...همین حوالی یکی شبیه توست.... این است آیین عشق های امروزی...
Somayeh R
آدما لالت میکنن بعد هی میپرسند چرا حرف نمیزنی؟؟؟ این خنده دارترین نمایشنامه دنیاست..
Somayeh R
از چوپانی پرسیدند:چه خبر؟؟؟
گفت:گرگ شد آن بره ای که نوازشش میکردم....
Somayeh R
ربطی به جمعه ندارد، تو نباشی دنیا تعطیل ست..
Somayeh R
دلتنگى بدنيست،يادگاريست ازآنان كه دوستشان داريم وازمادورن..