Somayeh R
خسته شدم هر كه را در آغوش مي گيرم.. بوي،ديگري را مي دهد.. كاش آغوشه كسي بوي زيباي بي كسي داشت...!!!
Somayeh R
هیس! ساكت! یك كف مرتب... به افتخاره رفتنش بزنید... چه با احساس منو گذاشت ورفت!
Somayeh R
شمارش رو پاک میکنی ؛ که فراموشش کنی .... اما ... قسمت ناراحت کننده ش اینجاس که : شمــــارش رو هنــــوز از حِـــفــظــی . . .
Somayeh R
تهمت مثل زغال است اگر نسوزاند سیاه می کند . . .
Somayeh R
این که عادلانه نیست من ، مدام دست تو را بگیرم تو ، مدام مرا دست کم بگیری...
Somayeh R
کاش واژه حقیقت آنقدر بر زبان ها صمیمی بود که برای گفتن دوستت دارم نیاز به قسم خوردن نبود.....
Somayeh R
...رفت بی آنکه مرا ب خدابسپارد.... نمیدانم..خدا را از یاد برده بود.... یا مرا....
Somayeh R
سربه هوا نیستم امـــا همیشه چشـم به اسمان دارم حال عجیبی است دیدن همان اسمانی که شاید "تو" دقایقی پیش به ان نگاه کردی . . . !!!
Somayeh R
به سلامتی اونایی که می خندند اما..... یه عمر بغض داشتن و هیچ کس نفهمید....