Somayeh R
شب را دوست دارم! چون دیگر رهگذری از کوچه پس کو چه های شهرم نمی گذرد تا سر گردانی مرا ببیند . چون انتها را نمی بینم .تا برای رسیدن به آن اشتیاقی نداشته باشم شب را دوست دارم چون دیگر هیچ عابری از دور اشک های یخ زده ام را در گوشه ی چشمان بی فروغم نمی بیند شب را دوست دارم : چرا که اولین بار تو را در شب یافتم از شب می ترسم : تو را در شب از دست دادم. از شب متنفرم ، به اندازه ی تمام عشق های دروغین با آفتاب قهرم چرا شبها به دیدارم نمی آید؟
Somayeh R
تو که با یک بهانه ی ساده مرا رها کردی ، پس با بهانه ای دیگر یکی ساده تر از مرا اسیر خودت کن، با یکی ساده تر از من بازی کن ..
Somayeh R
روزهای تکراری ، گذشت آن لحظه های بیقراری گذشت آن شبهای پر از گریه و زاری کمی دلم آرامتر شده فراموشت نکرده ام ، مدتی قلبم از غمها رها شده شب های تیره و تار من مدتی بیش نیست که میگذرد از آن روز پر از غم به یاد می آورم حرفهایت را باز هم گذشته ها میسوزاند این دل تنهایم را..
Somayeh R
کاغذ سفید را هرچقدر هم که تمیز و براق باشد کسی قاب نمی گیرد! برای ماندگاری در ذهن ها باید حرفی برای گفتن داشت...
Somayeh R
عشق مرگ نیست زندگی است ، سخت نیست عین سادگی است عشق عاشقانه های باد و گندم است ، اولین پناهگاه کودکی آخرین پناهگاه آدم است..
Somayeh R
گاهی وقتها ، نگاه دیگران برایت مهمتر از نگاه خودت به زندگی می شود
Somayeh R
امشب کم توقع شده ام،، آرزویم کوچک و کم حرف است ! هیچ نمیخوام جز دیدن تو ...
Somayeh R
آموخته ام ... که زندگي مثل يک دستمال لوله اي است، هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم سريعتر حرکت مي کند. زندگی هدیه ایست که باید ازش لذت ببری نه مشکلی که بخوای حلش کنی.
Somayeh R
سعی کن مثل خورشید زیاد نور ندی چون همه از نورت استفاده می کنن ولی اصلا نگات نمی کنن؛ سعی کن مثل ستاره کم نور بدی تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن
Somayeh R
خیال نبودنت نیز زیباست… اصلا بگذار صادقانه بگویم… هر خیالی که ردی از تو داشته باشد زیباست…
Somayeh R
. هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که یک نفر احساست رو بفهمه بدون اینکه بخوای به زور بهش حالی کنی . . . .