Somayeh R
زخم که می خـوری ، مـزه مـزه اش کن! حـتمـا نمکش آشناست…!
Somayeh R
دوست خوب مثل چراغ توتاریكیه اما یادت باشه به روشنایی رسیدی دورش نندازی..
Somayeh R
بچه که بودیم بستنیمان را گاز می زدند قیامت به پا می کردیم! چه بیهوده بزرگ شدیم… روحمان را گاز میزنند می خندیم!
Somayeh R
کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم
Somayeh R
ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...
Somayeh R
زندگی راارزش غم خوردن نیست!ودلم بس تنگ است...بیخیالی محافظ هر دردی است.... انقدر می خندم که غم از رو برود.
Somayeh R
مارا از کودکی بهجدایی عادت دادند ....همان جاییکه روی تخته سیاه نوشتند:خوبها بدها.
Somayeh R
وقتی خیلی تنهایی بدون خدا میخواد خودت باشی وخودش...... باهاش حرف بزن.