سندس
ایــــــــــــــــن روزا حس اون عنــــــــصر آزادی رو دارم ک تو هوا معــــــــلق مونـــــــده ....... عنــــصری کـــ بـا هیـــــــــــــــــچی پیــــــوند نمیـــــخوره...... لحظه لحظه ام بــــــــــــــــالا تـر میـــــــــــره.....!!!!! عجـب روزای سختـــــــــــــــــی....!!!
سندس
گـاهـی دلِـت مـیـخـواد هـمـه بـغـضـات از تــو نـگـاهِـت خـونـده بـشـه کـه جـسـارت گـفـتـن کـلـمـه هـا رو نـداری… امـا یـه نـگـاه گُـنـگ تـحـویـل مـیـگـیـری و یـه جـمـلـه مِـثـلـه: چـیـزی شـده ؟؟؟! اونـجـاسـت کـه بـُغـضـتـو بـا یـه لـیـوان سـکـوتـت سـر مـیـکـشـی و بـا لـبـخـنـد مـیـگـی : نــه هـیـچـیــ…!
سندس
دلایل بودنم را مــــــــرور میکنم هر روز! هر روز از تعدادشان کــــــــم میشود! آخرین باری که شمردمشان تنها یک دلیل برایم مانده بود..! آنهــــــــــم دیدن تو بود !
سندس
وقتی یه آدم میگه هیچکس منو دوست نداره ، منظورش از هیچکس یک نفر بیشتر نیست . . . همون یه نفری که واسه اون همـــه کسه !
سندس
حوصله خواندن ندارم..حوصله نوشتن هم ندارم..این همه دلتنگی دیگر نه باخواندن کم میشود..نه نوشتن...دلم فقط لمس آغوشت را میخواهد..فقط همین....!
سندس
حماقت چيست؟؟اين كه من،تو را با تمام بدي هايي كه در حقم ميكني هنوز دوســــــــــــــت دارم!!
سندس
رفتنت...نبودنت...نديدنت...هيچ كدوم انقد ناراحتم نكرد،فقط يه سوال،چه جوري نگات كرد كه منو فراموش كردي؟!
سندس
شايد انروز كه سهراب نوشت:تا شقايق هست زندگي بايد كرد،خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينطور نوشت:هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچك و ياس زندگي اجباريست زندگي در گرو خاطره هاست،خاطره در گرو فاصله هاست،فاصله تلخ ترين خاطره هاست!
سندس
حكايت ما ادم ها حكايت كفشاييه كه اگه جفت نباشن هر كدومشون هرچقد شيك باشن هر چقدر هم نو باشن تا هميشه لنگه به لنگه اند كاش خدا وقتي ادم ها رو مي افريد جفت هر كس رو باهاش مي افريد تا اين همه ادم هاي لنگه به لنگه زير اين سقف ها به اجبار خودشون رو جفت نشون نميدادن...!!
سندس
چه رسم جالبي است! محبتت را ميگذارند پاي احتياجت،صداقتت را ميگذارند پاي سادگيت،سكوتت را ميگذارند پاي نفهميت،نگرانيت را ميگذارند پاي تنهاييت و وفاداريت را پاي بي كسيت و انقدر تكرار ميكنند كه خودت باورت ميشود:تنهايي و بي كسي و محتاجي!
سندس
انصاف نبود رفتنت با خودت باشد ، فراموش کردنت با من …
سندس
دست بر شانه هایم میزنی تا “تنهایی” م را بتکانی به چه می اندیشی ؟ تکاندن برف از روی شانه آدم برفی
سندس
هــر قدر هـــــم کـــه محکــــم باشــــی, یـــک نقطـــــه, یـــک لبخنـــــد, یـــک نگــــــــاه, یـک عطر آشنـا, یــک صــــــــدا, یــک یـــــــــــاد, از درون داغونـــت می کــــند, هــر قدر هـــــم کـــه محکــــم باشــــی…!