mohsen
هفت شهر عشق شهر اول : نگاه و دلربايي شهر دوم : ديدار و آشنايي شهر سوم : روزهاي شيرين و طلايي شهر چهارم : بهانه،فکر،جدايي شهر پنجم : بي وفايي شهر ششم : دوري و بي اعتنايي شهر هفتم : اشک،آه،تنهايي
mohsen
عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست
mohsen
عزيزه دلم هرگز کسي را نااميد نکنيد ، شايد اميد او همه ي دارايي اش باشد
mohsen
خدا به تو دو تا پا داد تا با آنها راه بروي. دو تا دست داد تا نگه داري. دو گوش براي شنيدن و دو چشم براي ديدن داد ولي چرا فقط يک قلب به تو داد؟ چون قلب دوم تو رو به کس ديگري داد تا تو آن را پيدا کني
لر های مقیم دنبالر
من در جایی زندگی میکنم که یا باید سگ دو بزنم یا باید خرم بره . انسانیت مهم نیست .یک حیوان شخصیت تو باشد . انسان خطاب میشوی .