SONIYA
چند شبیست كه بی اجازه به خوابم می آیی ....خوابم را رنگی میکنی ولی روزم را سیاه ...!
SONIYA
به پاییز میمانی ........آدم نمیداند چه بپوشد وقت دیدنت!!!!
SONIYA
خدایا؟ دستت را از روی شانه های من بردار ! سنگین است حجم تنهایی ات !!!
SONIYA
تو دلیل تمام دلتنگی های من نیستی نبودنت اما ... هست ...!
SONIYA
خـــط موازی من، تا کـجای این جاده با منـی ؟ دلم برای تقاطـع با تـــو خیلی تـــنگ است.......
SONIYA
گــــــــــــاهــــــــــ ــى فــــكـــر مــیــكــنــم بــــــــعضـــیـــها هـــمــان بعــــضی ها بــــمـــانـــند ... بــــــهتـر است!!!!
SONIYA
توسط موبایل
هر كه به من می رسد بوی قفس می دهد ؛ جز تو كه پر می دهی تا بپرانی مرا ...
SONIYA
وقتی تو نیستی نگاهم حوصله نمی کند پایش را از چشمم بیرون بگذارد....
SONIYA
چند روز بعد جمعه است ، روز نظافت ، تو هم جانمازت را بیاور آب بکشیم...
SONIYA
زندگــــــی جان ، عزیــــزم ! اگه افتخار میــدی چند قدمـــی باهام راه بیـــای....؟!
SONIYA
به سکـوتـــــــم برسید ! خودم به فــریـــادم می رسم.....
SONIYA
بوی ِ بغض میدهد ، صفحات آلبوم ِ خاطراتمان ...!
SONIYA
من بخندم ! خنده ام ، خنده اش می گیرد !!!
SONIYA
آدمها موجودات عجیبی هستند . . وقتی کودک هستند دل به صورتکهای عروس بازی می بندنند و بزرگ که شدن صورتک میزنند تا با دل ها بازی کنند....