زندگیِ من آرام می گذشت. اتفاقی نمی افتاد..! تا این که سکوتی تمامِ وجودم را دگرگون کرد! بی صدا آفتابی شد.. و دستِ مرا گرفت و به راهِ نوشتن کشید! آری سکوت! سکوتی که مشحونِ تحمل هاست.. سکوتی که از دنیا بریده است! کاش نبود.. اما وجودِ من آن را شدیدتر می کند. آی..! ای سکوتی که بی رحمانه مرا غرقِ محبت می کنی! نمی خواهم.. محبت نمی خواهم! آی صدای آشنا!... بد آمدی..چند روزی جرقه زدی رفتی. تماشای تو وقت می خواست گوشِ من پاسخی ندید دلم می خواهد صدایت را بشنوم.. همین!
امـــــــــــــــــــــــــــــــروز زندگی دوباره شـــــــــــــــروع کــــــــــــــــــردم و گذشته کثیفمو انـــــــــــــــداختم توی رودخونه کــــــــــــــارون رفتن
از صبح تا شب يه دونه زنگم نمي خوره موبايلم ...بعد همينکه ميرم دستشويي :4 تا از کمپاني هاي بزرگ براي استخدامم زنگ زده بودن ... !از امور دانشجويي هاروارد براي بورسيه تحصيلي ... ! سازمان سنجش براي نتيجه کنکور سال پيش ... ! معلم ابتداييم واسه دادن جاييزه اي که مامانم واسم خريده بود ...! مشترک گرامي اگر در دستشويي نبوديد برنده جايزه بانک ملت ميشديد ... ! ترجيح ميدم ازين به بعد ايزي لايف ببندم
ملت رو برق میگیره مارم.......................گشت ارشاد میگیره...پلیس آگاهی میگیره...مبارزه با مفاسد میگیره...مبارزه با مواد مخدر میگیره...سازمان اطلاعات میگیره...سازمان محیط زیست میگیره...شهرداری و آب و فاضلاب و اداره برق میگیره...پلیس 110 میگیره...امنیت اخلاقی میگیره...امنیت ملی میگیره...رگ سیاتیک میگیره...کلانتری سر محل میگیره...عایا بهتر نیست خودمون برق سه فاز صنعتی با آمپراژ بالا رو بغل کنیم ؟؟؟