دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سـیـاوشــ

سـیـاوشــ
مرد - مجرد
امتیاز: 3243

دنبال‌شدگان

(67 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(642 کاربر)

گروه‌ها

(30 گروه)

بازدید

سـیـاوشــ
سـیـاوشــ

خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!

سـیـاوشــ
سـیـاوشــ

یکی از بچه های خارج از کشور کنسرت انریکه اس و داره لحظه به لحظه برا ما توییت میکنه، یکی دو تا عکس هم از سالن فرستاده خلاصه داره آتیش میزنه مارو

استقلال
استقلال

میشه خواهش کنم قبل از اینکه خبری مطلبی بزارید یه نگاه بکنید که قبلاً کسی گذاشته یا نه؟ کم کم داره جوری پیش میره که یه خبر رو 3نفر میزارن! جای اینکه مطلب رو یکی دیگه هم بزاره! مطلبی که گذاشته شده (حالا توسط هرکی) رو بازنشر کنید

این ارسال را بازنشر کرده است.
سـیـاوشــ
سـیـاوشــ

درخشید در نیمه شب برق تیزی!

سـیـاوشــ
سـیـاوشــ

من بی تو ماشینی‌ام با دنده خلاص سوی دره‌ای روان!

سـیـاوشــ
سـیـاوشــ

فاصله که میگری، میترسم

سـیـاوشــ
سـیـاوشــ

باشه تو هم مثل بقیه نمون، مثل هرکی که دید ولی ندیده گرفت منو

این ارسال را بازنشر کرده است.
سـیـاوشــ
سـیـاوشــ

معلوم نیست فازت چیه!

سـیـاوشــ
سـیـاوشــ
توسط موبایل

خشک میشم، ولی نمیمیرم

سـیـاوشــ
سـیـاوشــ

تو [!]بوک نظرسنجی گذاشتن از چه اینترنتی استفاده میکنید! هزارنفر گفتن دایل آپ! گریه داره! گریه داره

سـیـاوشــ
سـیـاوشــ

شماها موجودات بی لیاقتی هستین..وقتی در مقابلون نرمش به خرج می ده ادم سو استفاده می کنین.. بعد مغرور می شین .. نمی فهمین که این قدرت شما نبوده که منو ساکت کرده .. توان صبر منه که بالاست .. نمی فهمین این آرامش قبل از طوفانه ... نمی فهمین بازی بر می گرده ..

کاور برای دنبالر
d.jpg کاور برای دنبالر

سـیـاوشــ
سـیـاوشــ

گوشه‌ای کز کرد و در سکوت فرو رفت!

سـیـاوشــ
سـیـاوشــ

این همه پرنده رو زندونی نکن تو چشمات نبندشون!

سردردهای من
187.jpg سردردهای من

همون نگاهو داشت. همون لبخند رو لباش بود. و من باز همونجوری مث قدیم نگاش میکردم. هیچ وقتی نگاهش عوض نشد. حتی وقتی زیر چشاش گود افتاده بود و چشاش ضعیف شده بودن. نگاهش همیشه مهربون بود. همیشه با نگاهش حرف میزد،حتی وقتی که چشاش دیگه هیچ وقت ندیدن. بهش نگاه کردم. با اشاره گقت که برم و کنارش لب پرتگاه بشینم. رفتم. سرشو گذاشت رو پاهام. دستمو گرفت و گذاشت رو صورتش و با هم به دونه های برف که تا اون ته تهای دره میرفتن نگاه میکردیم. ------------- صبح روز بعد یه دسته ی کوه نورد یه جوونو لب پرتگاه یخ زده پیدا کردن. لبخند رو لباش یخ بسته بود

سـیـاوشــ
سـیـاوشــ

قدیما گذشته ها ادما رو پیر میکرد. اما جدیدا بیشتر اینده یا شاید اینده ها ، ادمارو پیر میکنه

این ارسال را بازنشر کرده است.