سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
شب قدر نزدیکه! دعای جوشن کبیر! دوسش دارم
سـیـاوشــ
سبحانك يا لا اله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار يا رب... باور كن از ته دلم ميگم!
سـیـاوشــ
برم چایی بریزم بیام! هیچکس نیست که برای ما چایی بریزه
سـیـاوشــ
یک گوشه ی خلوت و چند لحظه ی آرام، مثل چیزهای سادهی زندگی، همیشه هست، می شه آن را نادیده گرفت، میشه آن را آسان از دست داد و افسوس نخورد... اما در میان هیاهوی غریب، مثل یک خیال از زندگی جدا شده است و یک نیاز است؛ یک نعمت است... کتاب "ترلان" نوشته ی فریبا وفی