احمد رضا
اگر کسی گفت تو دنیای منی ،فکر برزخش هم باشید
احمد رضا
چقـــــــدر شبیـــــــه دریایـــــــی تـــــــو !.!.! مــــــدام زیر پای مــــــرا خالی می کنی
احمد رضا
تحمل اینهمه تکرار از حوصله من افزونتر است آی زندگی دلم را به کجایت خوش کرده ام ؟!
احمد رضا
به شانه ام میزنی که تنهایی ام را بتکانی....؟ به چه دل خوش کرده ای....؟ به تکاندن برف از شانه ی آدم برفی؟
احمد رضا
تو کتاب کمکهای اولیه مون نوشته بود: سوختگی درجه یک کمی دردناک است، سوختگی درجه دو عمیق تر و بسیار دردناک بوده، اما در سوختگی درجه سه تمام لایهها میسوزند و از بین میروند، در نتیجه مصدوم درد چندانی احساس نمیکند… مردم ما بیغیرت نشدهاند، سوختهاند.
احمد رضا
با عشق باریدم اما چه حیف که با چتر آمدی...!
احمد رضا
ثبت ﺍﺣﻮﺍﻝ ﺩﺭ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ ﺍﻡ .. ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺛﺒﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ !.. ﺟﺰ ﺍﺣﻮﺍﻟﻢ!!!
احمد رضا
موشی در خانه تله موش دید، به مرغ وگوسفندو گاو خبرداد همه گفتند: تله موش مشکل توست بما ربطی ندارد. ماری درتله افتاد و زن خانه را گزید، از مرغ برایش سوپ درست کردند، گوسفندرابرای عیادت کنندگان سربریدند؛گاو را برای مراسم ترحیم کشتند و تمام این مدت موش در سوراخ دیوار مینگریست ومیگریست
احمد رضا
درد من حصار برکه نیست ... بلکه زیستن با ماهیانی است که فکر دریا هم به ذهنشان خطور نکرده است .
احمد رضا
نه سه نقطه ایم که یعنی ادامه داریم ... نه یک نقطه ایم که یعنی تمام شدیم . دونقطه ایم ، مانده بین زمین و هوا !
احمد رضا
عاشقت خواهم ماند..............بی آنكه بدانی. دوستت خواهم داشت ................بی آنكه بگویم . درد دل خواهم گفت............بی هیچ كلامی . گوش خواهم داد ....................بی هیچ سخنی . در آغوشت خواهم گریست.......بی آنكه حس كنی . در تو ذوب خواهم شد ...........بی هیچ حرارتی . این گونه شاید احساسم نمیرد