احمد رضا
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی!
احمد رضا
ناگاه چیزی درونش فرو ریخت , های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد... .
احمد رضا
دل خراب من دگر خراب تر نمی شود..که خنجر غمت ازین خراب تر نمی زند..
احمد رضا
نه یه شعری، نه یه احساس، نه یه احساس نه غروبی که به دریا، که به دریا نه یه شوری که به دلها، که به دلها نه خدایی که معما، که معما میتونه مثل تو باشه .......
احمد رضا
زندگی جیره ی مختصری است ، مثل یک فنجان چای و کنارش عشق است مثل یک جبه قند ، زندگی را با عشق نوش جان باید کرد .......
احمد رضا
می بینی چه ساده شاد میشوم؟ همین که همین اطراف باشی. همین که نامم را بخوانی. ...... تند و گنگ..
احمد رضا
زیر آبشار لحظات زندگی، چه خوش باشی چه غمگین، بر لحظات غمی نیست. این غفلت توست که غمناک است.
احمد رضا
عشق دروغ نیست! برداشتها اشتباه است. معنای عشق از خود ما شروع میشه و به خود ما ختم میشه. واقعیتها همیشه به طریق برداشت ما حقیقت میگیرند.
احمد رضا
در بهار زندگی احساس پیری می کنم با همه ازادگی فکر اسیری می کنم بس که بد دیدم ز یاران به ظاهر خوب خود ... بعد از این بر کودک دل سخت گیری می کنم........
احمد رضا
به تکاپو می افتی در غربت بیابان در کوچ شبانه پرستوها در لحظه وصال موج و ساحل دنبال عشق می گردی. دیر شده خیلی دیر
احمد رضا
خدای عزیزم تمامی آنچه برای سال 1390 از تو می خوام یک حساب بانکی چاق و چله و یک هیکل باریک است. لطفاً این دو را مثل سال قبل با هم اشتباه نگیر آمین
احمد رضا
فریاد من از داغ توست ...... بیهوده خاموشم مکن ...... حالا که یادت میکنم ...... دیگر فراموشم مکن ...... همرنگ دریا کن مرا ...... یکبار معنا کن مر